Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ ساعاتی چند تا تحویل سال 1390

کمتر از ١٢ ساعت تا تحویل سال جدید مانده .امسال دومین سالی هست که این کوچولوی نانازی در کنار هفت سین پیش ما می شینه و منتظر تحویل سال نو می مونه.

خداوندا در این سال نو هیچ خانواده ای را بی فرزند و هیچ فرزندی را بی پدر ومادر نباشد به تمامی زوجهایی که خواهان فرزند هستن فرزند عنایت بفرما ودعای همه والدین رامستجاب بنما .آمین 

خداوندا در این واپسین لحظه های سال دل عزیزانمان را چنان در جویبار زلال رحمت شستشو ده که هر کجا تردیدی هست ایمان،هر کجا زخمی هست مرهم ،هر کجا نویدی هست امید وهرکجا نفرتی هست عشق جای آن را فرا گیرد.آمین

پیشاپیش سال نو بر تمامی دوستان و وبلاگ نویسان عزیز و خانواده های محترمشان مبارک

 

نامزدی دایی نیز به خوبی و خوشی برگزار شد جای همه شماها خالی.دایی و خانواده خانمش سنگ تمام گذاشتن

اینقده به همگیمون خوش گذشت که دوباره دو شب بعدش هم تمامی نزدیکان تو باغ خاله رضوان دعوت شدیم و یک بار دیگه مراسم برگزار شد

اینم عکسای ساینا و دیگر بچه ها اون دو شب به یاد ماندنی:

ساینا قبل از رفتن به مهمانی

ساینا و بهار خانوم سر سفره نامزدی

بهار در حال خوردن شکلات

آراد در حال  میوه خوردن

آراد و مهراد درحال بستنی خوردن (خانه باغ)

نازنین زهرا ی خوب و خوش اخلاق وساکت و آرام

دختر خاله و پسر خاله ها (خانه باغ)

هر چی نگاه کردم یه عکس از این دوقلو ها پیدا کنم که در حال خوردن نباشن نشد که نشد .آراد و مهراد یه بار از خوردن کم نیارین خاله جوووون

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢٩
تگ ها:


+ نامزدی دایی جون

این روزا دایی حسابی سرش شلوغه آخه ٢۵ اسفند (همزمان با تولد مامانی ) روز نامزدی دایی هست.(شاید اگه می دونستن این روز رو انتخاب نمی کردنسوال البته خودمم یادم نبود تا امروز ، ولی بهشون هم نمی گمعصبانی. خواهرشوهر بازی درآوردن هم حالی میده هاچشمکنیشخند)همه در تکاپو هستیم یکی داره شیرینی عید می پزه یکی داره خرید عید و خرید هدایای بله برون رو انجام میده.خلاصه همگی حسابی در گیریم

البته من خیلی دلهره دارم ایشالله خوشبخت بشن.

ساینا هم که داره این روزا کلی تمرین رقص می کنه همراه با بهار خوشکلم.حیف که دوقلوها پیش ما نیستن خیلی دلم واسشون تنگ شده

پیشاپیش سال نو را به همه دوستانم تبریک میگم و ایشالله سال خوبی داشته باشین.

البته هنوز تا عید وقت هست حتما بازم میام ومطالب نامزدی داداش وسطی و تولدم را می ذارم

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢۳
تگ ها:


+ عکس

ساینا خانمی وقتی که کادوی خودشو از عمو (سفر به ترکیه) گرفته و اونها رو پوشیده  وکلی کلاس میذاره

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢۱
تگ ها:


+ چندمین نفر ثروتمند دنیا هستی؟

یه مطلب جالب توی یه وبلاگ همکلاسی قدیمی دیدم.گفتم اینجا هم بذارم شما هم استفاده کنید

بر روی لینک زیر کلیک کنید درآمد ماهیانه تان را به دلار وارد کنید جوابش حتما واستون جالبه

http://www.globalrichlist.com/

واسه من جواب این بود:You are the 2,175,396,988richest person in the world!

You're in the TOP 36.25%
richest people in the world!

به قول دوستم فکر می کردم تو یک میلیارد اخر باشم ولی مثل اینکه زیاد وضعم بد نیست

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/۱٥
تگ ها:


+ سفر به بندرعباس و قشم(3)

دوم اسفند بود که تصمیم داشتیم با همکارمون به یه مسافرت چندروزه به بندرعباس و قشم بریم اما روز آخر این همکار عزیز بدلیل نداشتن مرخصی از آمدن صرفنظر کرد و ما همراه عمو و پرهام و پوریا راهی بندر شدیم. و روز دوم با لندیگراف (کشتی که ماشین را جابجا می کنه)رفتیم قشم.

اما جاتون خالی نباشه.این دفعه برخلاف مسافرتهای قبلی ساینا کلی اذیت کرد و اصلا ما رو همراهی نمی کرد و مرتب بهانه لب آب وساحل رفتن رو می گرفت و ما هم که این بار قصد خرید داشتیم به هیچ کارمون نرسیدیم

اینم عکسای ساینای شیطون- ساحل پلاژ سیمین (قشم)

 

پینوشت ١

این هم یه عکس دیگه از دوربین عمو که جالبه :ساینا شب هنگام تو ساحل بندرعباس موقع اسب سواری.جالبه اولش می ترسید که سوار شه ولی بعدش هم نمی شد از اسب جداش کرد.

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/۱٤
تگ ها: پلاژسیمین و قشم


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس