Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ یک روز تعطیل همراه با آراد و مهراد

١٩ شهریور مصادف با عید فطر ما دو قلو های خاله سریعا لباسامونو برداشتیم و از فرصت تعطیل بودن خاله استفاده کرده و پیش ساینا رفتیم

خاله الهی فدای شما خوشکلا بشه

ساینا هم که کلی باهاشون بازی کرد و کلی بوسیدشون .خلاصه به هر سه نفرشون خیلی خوش گذشت.

اینم عکسای اون روز بچه ها و خوشحالی اونها

لحظه شماری برای آمدن نی نی ها

هنوز نیامدن سر کدوم یکی روی صندلی ساینا بشینند دعواشون شد ولی کوچیکه مهراد خان موفق شد صندلی ساینا رو تصاحب کنه

اینم موقع بازی با عروسکای ساینا(جالبه ساینا یکی یکی عروسکا رو می آره و بهشون می داد)

الهی بمیرم هنوز سر از تخم مرغ در نیاوردن سر از زندون در آوردن

آخه گفتن زندون مال مرده اما نه واسه شما فسقلی ها

ها ها ها ها ها .....

اینم خوشحالی بعد از آزادی

 

خانمی وقتی واسه نی نی ها می رقصه(البته یه لنگ

 کفشش رو معلوم نیست قبلا نثار کدوم نگون بخت شده؟)

آخر شب هیچ کدوم نای تکون خوردن نداشتن

همون جلوی تلویزیون شیشه شیرشونو خوردن و چند ساعتی خوابیدن

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/٢٢


+ ارتباطات خانمی

پانصد و دوازده روز از تولد ساینا می گذره خیلی جالبه بدونید هر روز که می گذره تربیت بچه هامون خیلی با قدیمیها فرق می کنه البته شاید نا خواسته باشه .

مثلاً این خانم خانما از حالا نمی شه موبایل را از دستش گرفت حتی فرق بین موبایل اسباب بازی و واقعی رو می فهمه و تکرار می کنه عکس عکش نمی دونم یه چیزی شبیه به هر دوش (چون می دونه کلی ازش از خودش روی موبایل هست). و گاهی هم یه گوشه می شینه و وانمود به صحبت کردن با اون می کنه تقلید از من و بابایی

بالاخره موبایل رو می بینه و در حال فکر کردنه که به کی زنگ بزنه

 یادش اومد که می خواد حال کی رو بپرسه.در حال شماره گیری

البته حواسش هست که بابایی یا من نبینیمش- خلاصه خیلی مواظبه

 دیگه آخر مکالماتشه و خیالش راحتتر شده

الهی من فدای تو خانم گلم بشم که خیلی دوست دارم مامانی

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱٧
تگ ها:


+ صحبت کردن

سلام به همه دوستان گلم

این روزها به خاطر مشکلات کاری که دارم کمتر تونستم وبلاگ خانمی را آپ کنم اما امیدوارم با سر وسامان گرفتن کارم بیشتر بتوانم به وبلاگ سر بزنم

شیطون خانم که دیگه اصلا حریفش نمی شم

کلی چیزهای جدید یاد گرفته

خندهمثل :

مامان : کلاغه میگه ؟                   ساینا:گار گار گار (به جای قار قار قار)

مامان:هاپو چی میگه؟                 ساینا:اوو   اوو   اوو

مامان:خروس چی میگه؟             ساینا:قولِ قُلِ قُلِ قُل

مامان : یه شعر بخون؟               ساینا:دع   دو    دع(مرتب تکرار می کنه)

ماچ دیگه یاد گرفته وقتی ازش می پرسیم فلانی کو ؟ طرف خاص رو نشون می ده

لباساشو می شناسه و اونا رو می یاره

لباسهای اطرافیان نزدیک رو می شناسه و نشون می ده

خلاصه خیلی بامزه شده

اینم عکسای جدیدش

 

 

 

 

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٦/۱٥
تگ ها:


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس