Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ جشن ختنه سوران

 

 این سالها رسم شده بچه ها به محض تولد اگه  پسر باشند  داخل همان بیمارستان ختنه شده و مسلمان از بیمارستان بیرون آمده و وارد خانه پدر می شوند

اما قدیم اینجور نبود ، پسر بچه ها گاهی تا سن 14 الی 15 سالگی هم نامسلمون بودن ، پس از سالها 3 الی 4 تا برادر قد و نیم قد و چند تا همسایه و پسر عمو و پسر دایی و پسرعمه و پسرخاله ، جمع می شدند تا آقا دلاک ( دلاک شخصی که هم کار آرایشگری می کرد و هم در امور جراحیهای سرپای تخصص داشت ) ( بیچاره بچه های معصوم ) آنها را به نوبت مسلمان کند

الان که فکرشو می کنم اون بچه های معصوم چه زجری می کشیدند و همینطور چه خجالتهاسوال

خلاصه این نوه های خاله ما هم که فقط تو فکر این هستن که یک مراسم لهو و لعب جور کنن به این فکر افتادن که واسه این دو پسر گل دختر خاله زهرا یک جشن ختنه سوران بگیرن بدون ختنه کردن این کوچولوهاچشمکآخه همون روز بدنیا اومدنشون این بیچاره ها رو ختنه کرده بودنقلب

بد هم نبود چون مراسم شادی و بزن و بکوب بود مثل مراسم عروسی اما بدون عروس خانوم! خوش گذشت ولی امروز سر کار من که کاملا گیج بودم خوب شد آخر شب واسه رفتن تو باغ دیگه همراهیشون نکردیم مگر نه امروز رو باید مرخصی می گرفتم

ساینا و بهار هم تا آخر شب بیدار و با رقص و پایکوبی مرد شدن علیرضا 7 ساله و عرفان 2 ساله را جشن گرفتنخنده

ساینا پس از آماده شدن برای رفتن به جشن(حالا مگه میشه این چتر را ازش بگیریم-از روزی که از چین اومده هر جا می خواد بره باید چترشو ببره)

ساینا و بهار در جشن که منتظر آهنگ بعدی هستن که دوباره شروع کنن

اینم آقا داماد کوچولو-عرفان

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳۱


+ دکتر شریعتی(1)

ترس نبود، زیبایی نبود و خوبی هم شاید
اگر عشق نبود
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم…
اگر عشق نبود
اگر کینه نبود
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند
اگر خداوند
یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد
من بی گمان
دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا
آن گاه نمی دانم
به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت
 
نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٩
تگ ها: جملات قصار


+ روز پدر

کوتاه و گویا از اینترنت

* هر کجا که می‌روى، پا بر جای پای تو می‌گذارم تا زمین نخورم.

* عطر نان را دوست می‌دارم که مثل بوی دست‌های توست.

* خستگی‌های سالیانت را کجا به در خواهی کرد؟ کاش اندکی جای من و تو عوض شود پدر!

* خانه امن و آسایش فرزند، در پناه بازوان معتمد پدر است.

* هر مردی که پدر می‌شود، به شمار کوه‌های زمین می‌افزاید.

* تا پدر هست، هیچ دست اهریمنی تیشه به ریشه زندگانی‌ام نخواهد زد.

* هر بار که بر زمین می‌افتم، پندی از پندهای تو را فراموش کرده‌ام پدر!

* روزی که نام پدر را دارد، روز شکرگزاری من برای تمام ثروت‌های لایزالی‌است که دارم.

* تمام پشتوانه فرزندان خاک، پینه دست پدران است.

* پدر مظهر اقتدار و غیرت خداوند است.

* مهر پدر، همان عطوفت مادر است که پیراهن قدرت و تحکم پوشیده.

* انسان در میان قلب مادر به آ‌رامش می‌رسد و با بازوان پدر، خویشتن را حمایت می‌کند.

پدرم دستان پر از درد و رنجت را می بوسم و همیشه قدردان تلاشها و خستگیهای روزانه ات هستم

بابت تمام زحماتی که برای من و همینطور دختر کوچولوم متحمل شدی مرا ببخش

ღ♥ღ   همسرم روز مرد و همچنین روز پدر را از طرف دردونه بابا تبریک می گویم و امیدوارم همیشه در کنار من و ساینا تندرست و خوش و خوشبخت باشی.    ღ♥ღ 

 

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٤
تگ ها: روز مرد


+ مادرم

یکسال دیگر هم گذشت.سالها چه زود می آیند و چه زود هم تمام می شوند.انگار همین دیروز بود که از مادر خوبم تو این وبلاگم تشکر کردم.

اما گذشت برای من چه آسان و برای تو چه سخت

هرچند خم به ابرو نمی آوری و هر روز از شیرینی و لذت بودن با نوه ات صحبت می کنی اما می دانم که در کنار این احساس خوب ، خیلی سختیها را هم به جان خریدی

مادرم ای کاش من هم مثل تو صبور و با محبت بودم کاش کمی هم ایثار و از خودگذشتگی را از تو به ارث برده باشم.

خدایا مادرم و تمامی مادران دلسوز ما را حفظ کن وسایه آنها را بالای سرمان نگه دار

مادرخوبم و مادر همسر مهربانم

دوستتان دارم

عشق یعنی زن، صبر یعنی مادر

مهر یعنی دختر ، نور یعنی خواهر

هر چه هستید

عشق,صبر،مهر یا نور

روزتان مبارک

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٤
تگ ها: مادر


+ یک روز بهاری با آدا- میدا

گزارش تصویری از یک روز جمعه که این فسقلی ها مهمان ساینا بودن

 

آراد در حال خوردن ماکارونی

مهراد در حال خوردن

آراد در حال خوردن هندوانه

 واینم مهراد خان

پیش به سوی پارک

 

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس