Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ این روزا

دیشب تو ماشین نشسته بودیم و بابایی هم بیرون داشت بنزین می زد ساینا اومده جلو و کنار دنده ماشین نشسته و

میگه:مامان من کجا بشینم؟سوال

بهش میگم:رو سر من

می بینم داره از سر و کولم بالا می ره میگم کجا؟

میگه روی سر تو

دیروز با بهار کلی بازی کردن و لذت بردن البته قبل از اینکه با همدیگه صمیمی بشن یه سیر اول بهار گریه کرد و بعدشم ساینا

بهار به قول خودش تی تی های ساینا (کش مو-همین کوچولوهای رنگی رنگی که موهاشونو خرگوشی می بندن) رو می خواست و ساینا بهش نمی دادو گریه کرد و بعدش که با همدیگه رفتیم خونه خاله (خاله جون من) اونجا دیگه ساینا گیره های موی بهار رو می خواست و اون بهش نمی داد و ایندفعه ساینا گریه کرد

خلاصه عصری تا رسیدیم خونه این فسقلی ها کلی عصبانیمون کردن آخه دیروز بهار پیش ما بود ومامانش رفته بود سر کار

ولی بعدش خونه بابابزرگ با هم دوست شدن و بازی کردن اونم چه بازی برام جالبه این فسقلی ها اینها رو از کجا یاد می گیرن.یه عروسک کوچولو گذاشتن وسط یه پتوی کوچک و تابش میدن و لالایی واسش می خونن و ما رو هم ساکت میکردن که مبادا نی نی شون از خواب بیدار بشه

made by Laie

قربون این بازیهای دوست داشتنیتون

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٧:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢۳
تگ ها:


+ امان از دست این ملت پر ادعا

بالاخره بعد از کلی کلنجار رفتن با قالب وبلاگ همان قبلی را گذاشتم آخه کسی نیست به این ملت بگه این همه ادعا حداقل کمی هم تلاش کنید و تجربه کسب کنید.

36_1_42.gif

اگه هم چیزی بگی ، میگن بله مثل برنامه بفرمایید شام فقط بلدید پشت سر طرف حرف بزنید و خرابش کنید

بذار بیاد اول به خودش میگم و بعد به شما 

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٩
تگ ها:


+ روز کودک مبارک

16 مهر امسال هم فرا رسید روزی که با عنوان روز کودک نام گرفته و کودکان تمام دنیا در این روز خوشحال و شاد هستند وآنهایی که کمی هم بزرگترند وبیشتر می دانند توقعاتی هم از پدران و مادرانشان دارند.ما هم که جز والدین فرزند ذلیل هستیم بدون اظهار نظر فرزندانمان خود را موظف به دادن کادو و خوش گذشتن به فرزندانمان دراین روز زیبا را وظیفه خود می دانیم.

روز جهانی کودک بر تمامی کودکان دنیا مبارک

ایکاش در این روز بزرگ بیاییم برای یک لحظه خود را به جای والدینی قرار بدهیم که در نان شب کودکانشان مانده اند به جای آنها که شب را دیر به خانه بر می گردند تا مبادا فرزندانشان چیزی از انها بخواهند و نتوانند خواسته هایشان را اجابت کنند.

بیایید یک لحظه تصور این را بکنیم که اگر فرزند ما بود که با این مشکلات درگیر بود چه می کردیم و از خدا چه می خواستیم اگر دلبندمان مجبور بود تا دیروقت بیرون از خانه ، گوشه خیابان کنار پیاده رو و حتی بین ماشین هایی که نیم نگاهی به اطرافشان نمی کنند برای لقمه نانی به هر کس غریبه ایی روی بیاورند وبهش التماس کنند آن لحظه چه می کردید؟

بیایید از همین امروز ، با کمی جستجو و پیگیری (جای دوری نرویم ، شاید در همسایگی تک تک ما وجود داشته باشند) دلبندانی را بیابیم و تا حد امکان حتی اگر شده فقط قوت شبشان را تامین کنیم تا شاید دعای خیر پدران و مادران این کودکان هم ضمیمه کار فرزندانمان باشد

پینوشت 1 : در این روز باشکوه  ساینا همراه یاسمن جون و آناهیتا جون در جشن موزیکال مسافر کوچولو شرکت کردند و کلی هم بهشون خوش گذشت هرچند خیلی شلوغ بود و ازدحام جمعیت و سر و صدای کودکان زیاد بود ولی همان هم به نحوی جشن رو پویاتر و زنده تر میکرد و همینطور چون ساینا خیلی از دوستان مهد کودک رو می دید ذوق میکرد و شادیشو نشون می داد به قول خاله لیلا که می گفت ساینا بیشتر از همه ما اینجا (سرچشمه) دوست و رفیق پیدا کرده و از همه ما اجتماعی تره و ما هم از نزدیک با مادران این دلبندانمان آشنا می شدیم خلاصه هر چی بود خوب بود و خوش گذشت

پینوشت 2 :منتظر عکسای این وروجکا در جشن مسافر کوچولو باشید

خیلی بعداَ نوشت:

جشن مسافر کوچولو - تالار سینمای سرچشمه

اینم یه جشن کوچولوی شاد و بامزه که مربی های خوب مهدکودک ساینا چند روز بعد از روز کودک برپا کردن.

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٧
تگ ها: روز کودک


+ اولین روز کاری ساینا

امروز پنج شنبه 14 مهرماه 1390 اولین روز کاری ساینا می باشد.من بنابه دلایلی امروز مجبور بودم بیام سر کار وساینا رو همراه خودم آوردم اینجا

وای نمی دونین چیکار که نکرد نزدیک بود نگهبان ورودی بندازمون بیرون ، از بس که شیطونی کرد وسرو صدا راه انداخته بود آخه تن صداشم که بلنده هرچی بهش میگم عزیزم یواشتر انگار که نه انگار

الان هم که تونستم وبلاگشو آپ کنم به این خاطره که ساینا با هدفون داره یه سری آهنگای کودکانه که روی کامپیوترم داشتم گوش میکنه و همین باعث شد من بتونم بنویسم

راستی امروز اولین باره که ساینا داره وبلاگشو می بینه خیلی واسش جالبه و کلی هم ذوق کرده و حتی عکسای قدیمی رو نشونش می دم کلی براش خاطرات قدیمی یادآوری میشه

خدای من حتما واسه سنین بالاتر که بهتر بفهمه خیلی هم جالبتر میشه .چقدر فکر خوبیه ساختن وبلاگ و ثبت خاطرات کودکی

 پینوشت: عکس ساینا روی میز کار مامانی

 

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٤
تگ ها:


+ بهزاد کوچولو تولدت مبارک

اواخر شهریور ماه بود که خداوند مهربون یه نی نی کوچولوی دیگه به جمع خانوادگی ما اضافه کرد و اون بهزاد کوچولو نوه عمو محمود بود که واسه همه ما بسیار عزیز و دوست داشتنیه.خدای من یه پسمل کوچولو که تقریبا 3 کیلو وزنشه و 48cm قدشه (البته اگه اشتباه نکنم) خدا حفظش کنه و قدمش مبارک باشه

پنج شنبه این هفته هم مراسم جشن شب شیش بهزاد کوچولو دعوت بودیم .خیلی خوش گذشت مخصوصا به ساینا و مهرسا و یاسی جون که باهم شده بودن ومرتب می .ر.ق.ص.ی.د.ن

ساینا هم که نی نی به این کوچولویی تا حالا ندیده بود اینقده ذوق کرده بود که مرتب می گفت نی نی ممه  می خوره .من بوزرگ شدم شیر با نی می خورم

 

عمو محمود جونم ، پرهام جونم ،خاله سمیه و خاله پریسا جونم مرسی به خاطر مهمونی قشنگتون

http://sheklake-2020arosak.blogfa.com/

به ما که خیلی خوش گذشت ایشا... شما هم همیشه لبتون پر خنده و تنتون سالم

 پینوشت 1:عکس این فسقلی وقتی که تو خواب می خندید

 

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٠
تگ ها:


+ نازنینم روزت مبارک

روز دختر مبارک

امیدوارم مثل حنا با مسولیت

مثه کزت صبور

مثه ممول مهربون

مثه جودی شاد و سر زنده

و مثل سیندرلا خوشبخت باشی !


عزیزکم تو برای من و بابایی کلی صفا و صمیمیت هدیه آوردی.فضای خونه مون با وجود تو رنگ و بوی دیگری گرفت و زندگیمون شیرین تر و خوشمزه تر شد. اینقدر با محبتی که من خیلی وقتا به خاطر بی خیالی های خودم در برابرت شرمنده میشم البته عزیزم همه رو به حساب خستگی روزانه و کار زیادم بزار.خوشکلکم وقتی توجه و اشتیاقت را به یادگیری هر چیزی -شعر ، کتاب ، حتی دوچرخه سواری می بینم چقدر ناراحت میشم که برایت کوتاهی می کنم و تو را به بابایی پاس می دهم ولی ممنونم از بابایی، با همه گرفتاریهاش ولی حوصله بیشتری دارد وقت بیشتری را برایت می گذارد

فدای تو دخمل نازم که وقتی میگی مامان انگار تمام دنیا را بهم دادن وقتی بوسم می کنی ناخودآگاه اشک در چشمانم می نشیند و در دل آرزو می کنم که خداوند طعم داشتن فرزند را به همه مادران منتظر بچشاند. وقتی بغلم می کنی و دستاتو پشتم محکم می کنی نهایت کیف ولذت را مزه می کنم . وقتی بهم میگی مامان بیا کارت دارم که تازگیها این جمله رو یاد گرفتی بی اختیار هر کاری دارم رها کرده و بسویت پرواز می کنم.ای کاش همیشه بتوانم باری را از روی دوشت بردارم .

تمام سختیها مشکلات ناملایمات مریضیها بدیها و هرچیزی ، هرچند کوچیک که دل نازک تو را به درد آورد مال من

و همه خوشی ها و خوشبختی ها و امیدها و آرزوها و چیزهای خوب از آن تو

دوستت دارم یه عالمههههههههههههه

 

 

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٦
تگ ها:


+ سفر در روزهای پایانی تابستان

باز پاییز است

اندکی از مهر پیداست

در این دوران بی مهری

باز هم پاییز زیباست

مهرت افزون

پاییزت مبارک                                     (خاله پریسا ممنون از اس ام اس قشنگت)

اصلاَ قرار نبود که این چند روز پایانی تابستون رو جایی بریم .ولی از اونجایی که خاله لیلا همیشه مهربون و دوست داشتنی هستش اینبار هم دوشنبه شب تماس گرفت تصمیم دارن برن اصفهان و از ما هم خواستن همراهیشون کنیم .خلاصه ما هم که مدتی بود مسافرت نرفته بودیم و از طرفی ساینا و یاسی جون خیلی باهم خوبن .ما هم راهی شدیم

جای همگی خالی با اینکه کوتاه بود ولی خوش گذشت

شکلک های عروسک

ظهر چهارشنبه راه افتادیم ونهار رو تالار یزد ماندیم(به دوستانی که مسیرشون یزد هست این رستوران رو پیشنهاد می کنم که از دست ندید)

عصر هم اصفهان بودیم بعد از گرفتن هتل پیاده رفتیم زاینده رود.وای چقدر ناراحت شدیم وقتی زاینده رود به جای آب فقط و فقط خاک بود و مردمی که آنجا قدم می زدند.شاید هیچ وقت به فکرشون هم نمی رسید که آب خشک شود و کف رودخونه رو ببینند ولی حالا دست در دست همدیگر ...

 

 

صبح پنج شنبه هم باز خیابان گردی و پاساژگردی اطراف میدون انقلاب و چهارباغ و سی وسه پل و عصر هم خیابون نظر

روز جمعه راهی کلیسای وانگ شدیم چرا که تابحال موفق به دیدن این مکان نشده بودیم .نقاشی های حیرت آور درون کلیسا از آفرینش آدم وحوا ،خوردن میوه ممنوعه،مرگ هابیل وقابیل،تصویر رحلت حضرت مریم ،آخرین شام ومعراج عیسی(ع)،تصاویر بهشت وجهنم،رستاخیز و...همه وهمه تحسین هر بیننده ای را در بر دارد ونمی توان از آنها چشم بر داشت.
کلیسای وانک در محله جلفا واقع است.محله ای آرام با سنگفرش های زیبا،چایخانه هایی که در روبروی کلیسا وجود دارند،مکانی زیبا برای قدم زدن ولذت بردن از کلیسایی باشکوه.
مهاجرت ارامنه از جلفای ارس به اصفهان بین سالهای 1604 تا 1605 میلادی زیر نظر مستقیم شاه عباس انجام گرفت.ارامنه پس از استقرار و ساخت بناهای خود نمازخانه ی کلیسای وانک را بنا کردند و 50 سال پس از سکونت ارامنه در جلفای اصفهان به اهتمام داوید وارتاپ،پیشوای روحانی ارامنه در محل نماز خانه موقت وانک معبد باشکوه ومجللی بنا شد.

 

بعد از کلیسا هم رفتیم باغ گلها.بی نظیر بود.اینجا هم واسه اولین بار می دیدم و پارسال هم که اصفهان رفتیم فرصت نشده بود

 

 

شب هم کمی پیاده روی کردیم اطراف سی سه پل و آخر شب هم برگشتیم هتل

شنبه هم بعد از بستن بار و بنه مون راهی شهرمون شدیم البته تو مسیر یه توقف 2 ساعته هم تو شهر میبد یزد داشتیم و چند تا از مغازه های سفال فروشی میبد و کارخونه هاشون دیدن کردیم . منم که عاشق ظروف سفالی و چینی هستم اینجا هم شرمنده مغازه های میبدی نشدیم وکلی ازشون خرید کردیم و بعدش هم دوباره رفتیم تالار یزد و نهار و بعد از استراحت برگشت به خانه

امیدوارم به همگی این چند روز تعطیل خوش گذشته باشه و پاییز رو به خوبی وخوشی شروع کرده باشن.

پینوشت 1:عکس آخر دخملی رو خیلی دوست دارم

پینوشت 2 : امسال یاسمن جون دختر خاله لیلا هم کلاس اولیه. وای چقدر هم تو این مسافرت ناراحت بود و مدام یادآوری میکرد .یاد روزهای اولی افتادم که ساینا رو برده بودم مهد.در تمامی لحظات حتی وقتی خیلی خوشحال بود وبازی میکرد ومنم فکر میکردم از فکر مهد اومده بیرون یه دفعه میگفت:مهدو خوب نیست؟

10_12_9.gif

خدای من جیگرم آتیش میگرفت.این بچه های بی زبون از حالا دارن طعم چیزهایی که اصلا دوست ندارن مزه میکنن و چقدر سخته

ولی خدا روشکر الان خیلی خوشحاله و دوستای خوبی هم داره.خدا کنه یاسمن(یاسی)جونم هم زودتر با مدرسه کنار بیاد و دوستای خوبی پیدا کنه تا راحتتر بره مدرسه و بهش خوش بگذره و لیلا جونم هم از نگرانی در بیاد.

پینوشت 3: این روزا ساینا علاقه عجیبی به کتی داره و هر چی استیکرهای مربوط به کتی هست  را نشون میده و منم واسش می خرم(وقت کردم یه عکس از در کمد دیواری اتاقش واستون می ذارم ببینید چی به روزش آورده)

Hello Kitty

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٤
تگ ها:


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس