Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ هفته ای که گذشت...

هفته قبل به خاطر بیماری تو خونه خودمون و چند روز آخر هفته هم خونه مامان بزرگ  بودی و از آنجایی که آخر هفته بسیار پر کاری داشتیم یک شب در میان پیشت بودم اما خدا رو شکر بهانه نگرفتی و بسیار منطقی برخورد کردی و خونه مامان بزرگ موندی

آخر هفته هم بابایی به سفر چند روزه رفت و طبق معمول خواسته های ساینا جونی تمام نشدنی بودند و باید در طول سفر اجرا می شدند هرچند که بابایی اصلا فرصت خرید کردن نداشت ولی باز هم مثل همیشه کلی خوش بحال ساینا شد و لباسهای سنتی و غیر سنتی و کادوهای خوشکل مثل  بادبادک های رنگارنگ و ...

حتما در اولین فرصت عکس از ساینا با لباسهای جدیدش که سوغات بابایی هستند را براتون می ذارم . طبق معمول با یک عدد مامان تنبل تا مدتی روبرو هستید.

این هفته که بابایی نبود مامان بزرگ ما رو تنها نگذاشت و همراهیمون کرد و چقدر هم بهمون خوش گذشت ... باز یک هفته دیگه تو خونه  خودمون و پیش مامان بزرگ بودن...هر چند هوای سرد اینجا این امکان را بهمون نمیده که بریم بیرون ولی باز مهمونی دادنمون وبا آمدن خاله ها و دخترخاله ها کلی خوش به حالمون شد. البته بیشتر واسه مامانی . همگی  مجردی و بدون  بچه بودن و ساینا فقط یه دوست نه چندان دلچسبش یعنی امیرعلی باهاش بازی میکرد...آخه با امیرعلی زیاد دوست نیست یعنی زیاد نمی بینتش. ولی یسنا گلی هم چند ساعتی اومد و باهم بازی کردند.

همان شب تولد یکی ازدختر خاله هام بود و مامانی هم یه کیک خوشمزه پخت و مامان بزرگ هم زحمت غذا را کشید و یک شب کاملا به یاد ماندنی بود هم واسه بچه ها چون ساینا فکر میکرد تولد خودشه و هم  خاطره ای شد واسه بزرگترها

ظاهر کیکمون خیلی بد شد به خاطر ناشی بودن مامانی تو فرم دادن خامه (خیلی زود از فریزر بیرون گذاشتمش) ولی مزه اش خوب بود و همه خوششون اومده بود آخه تو شهرک بدون هیچ امکاناتی با یه مامان تنبل همین هم غنیمته...مگه نه!!!!!!!!!!

این هم رقص چاقوی ساینا سوار بر اسب قرمز

راستی این هزارپای نارنجی هم ساینا هفته پیشش که مریض بود ولی بهانه نبودن مامان و بابا را نگرفت جایزه گرفته البته به درخواست خودش که یه هزار پای بووووزووورگ می خوام(یه توضیح کوچولو به همه مادران عزیز بدم که خرید عروسک و اسباب بازی و ... پیش از تولد و یا حتی روزای اول خیلی بده چونکه بعدا با هر بار خرید آنها بچه ها کلی ذوق می کنند پس این بچه ها هستند که باید از اسباب بازیهاشون لذت ببرن نه ما پدر و مادرها ... اینقدر خودخواه نباشیم . من خودم می بینم که ساینا همه اون چیزایی که خودش در خریدشون نقش داشته چقدر دوست داره ولی اسباب بازیهایی که حالا من از قبل خریدم یا وقتی کوچولو بود و خودم واسش می خریدم واسش اصلا مفهومی نداره و زیاد باهاشون ارتباط برقرار نمی کنه)

فردای اونروز هم کمی برف اومد و دعاها مستجاب شد البته بارون اجازه نداد زیاد رو زمین بشینه ...فقط کوه روبروی خونمون سفید شد و  همگی خوشحال شدند

خلاصه بعد از دو هفته نرفتن به مهد ، این هفته رفتی مهد و کلی از دیدن دوستات خوشحال شدی

 

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٢٦
تگ ها:


+ عضو جدید خانواده بابایی و دنیای مجازی ما

به افتخار آرشیدا خانوم گل - نوه عموی ساینا

هورااااااااااااااااااااااااااااااااااا  بیم بیم  هورااااااااااااااااااااااااااااااااااا

که با اومدنش یه دنیا عشق و امید به بابا و مامانش هدیه داد

فرشته کوچولویی که چند روزی هست که به سیاره ما اومده

زمینی شدنت مبارک...خوش اومدی

  

آرزوی سلامتی و خوشبختی دارم واسه بابا و مامان و نی نی کوچولوشون

00800000

وبلاگ آرشیدا جون

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٢٦
تگ ها: تولدانه


+ بیماری

همیشه اعتقاد داشتم که اگر شروع هفته بدی داشته باشم تا آخر هفته همینطور بد واسم اتفاق می افتد ولی این بار آخر هفته بدی داشتم یه خبر بد (شاید بد- امیدوارم که خیر باشه) و کلا هنگ بودم و 3 روز تمام آخر هفته همینطور بی خوابی و اعصاب خوردی و گریهناراحتگریه

تا بلاخره با کلی دلداری اطرافیان که همه چیز را به فال نیک بگیرم اومدیم سرچشمه...همان شب هم از صدای نفسهای ساینا بیدار شدم ...این شاید برای بار سوم بود که امسال اتفاق می افتاد حالت تنگی نفس که دچارش می شد و البته همراه با تب شدیدناراحت

با دارو و پاشویه و البته بخور آب گرم نزدیکای صبح بود که خوابید و به همین منوال دو روز اول هفته با مرخصی ناگهانی من طی شد و همینطور تهوع شدید حتی با خوردن اب ... ناچارا عصر یکشنبه به سیرجان برگشتیم و ساینا را به دست طبیب دوست داشتنیش یعنی مامان بزرگ مهربون سپردیم در حالیکه کاملا بیحال و تب شدید و ضعف به خاطر گرسنگی داشت و می گفت مامان بزرگ حالم خوب نیست(کاملا عاجزانه و بی حال). خدا سایه شونو از سرمون کم نکنه اینقدر با روحیه بالایی با ساینا صحبت کرد و بهش کم کم غذا داد که تونست دوباره غذا بخورد و بالا نیاره(ببخشید) و کم کم داروهاشو شروع کردم و شب هم پیششون ماندیم و قراره ساینا چند روزی مهمان مامان بزرگ باشه تا حالش خوب خوب بشه لبخند

دیروز زن داییم مهمان خونه مامان بزرگ بود و تازه ساینا کمی روبراه شد و از زیر پتو اومده بود بیرون و روی مبل نشسته بود (کاملا بیحال) که زن داییم از ساینا یه سوالی می پرسه (من خودم هم نفهمیدم چی پرسیده بود بس که بعدش خندیدم و کلا فراموش کردم سوال کنم) و ساینا هم در حالیکه بی حال بود و حوصله جواب دادن هم نداشت جواب میده بابام گفته خیلی حرف نزنم خنده(عکس العمل بقیه را خودتون حدس بزنید.)

برام دعا کنید این روزها عجیب دچار استرس هستم و کابوسهای شبانه یک لحظه آرامم نمی گذارندناراحت

پینوشت 1 :

ممنونم از دعاهاتون ... خدا رو شکر ساینا هم این هفته سخت رو پشت سر گذاشت و حالش خیلی بهتره ولی سرفه هاش پا برجاست و صد البته شروع آبریزش بینی که ازش متنفرم ولی باز جای شکرش باقیه که اینروزا در نبود بابایی حالش خوبه...راستی این هفته یه مهمون عزیز هم داریم مامان بزرگ که به خاطر تنهاییمون و همینطور مریضی ساینا ما را تنها نگذاشت و همراهیمون کرد...ممنونم مامان خوبم ماچ

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۱۱
تگ ها: بیماریها


+ یلدای ما

تصمیم داشتم که شب یلدای خاطره انگیزی داشته باشیم و به این منظور هم چند نفری مهمان دعوت کردم حتی واسه مهمونیمون هم سفارش لباس محلی برای ساینا دادم . ولی متاسفانه به دلیل همزمان شدن با تصادف و فوت عمویم مهمانی را کنسل کردم و همان روز هم مراسم ختم بود و شب یلدا نیز دعای کمیل داشتیم ولی از آنجاییکه این مدت ساینا بسیار ناراحت و بهم ریخته بود و از طرفی هم بابایی نبود که حداقل همراه او جایی برود و کمتر پیشم باشه .لحظه آخر تصمیم گرفتم که من و ساینا بدون بابایی (بازم ماموریت )به خانه عموی ساینا بریم .جای همه دوستان خالی ...به ساینا و خودم خیلی خوش گذشت و کلی روحیه ام عوض شد ساینا هم در جوار مهرسا و بهزاد جون و دیگر اعضای فامیل بابایی حسابی خوش گذروند .

پینوشت 1:

برای دیدن و سفارش لباسهای محلی حتما یه سر به سایت مانا هنر ایرانیان بزنید.

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٥
تگ ها: مناسبتها


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس