Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ شمال

من و بابایی به خاطر مسافرت قبلیمان بدون شماها ، احساس بدهی به شما داشتیم و همینطور دوست داشتیم که الان بزرگتر شدید و با مفاهیم طبیعت بیشتر آشنا شوید ، سری به جنگلهای شمال و دریای خزر بزنید و لذت ببریم و همچنین قدرت تحمل و انعطاف پذیری سبا در شرایط مسافرت را بسنجیم (که خوشبختانه از این آزمون موفق بیرون آمد). با توجه به مدت زمان کمی که داشتیم ، این چند روز تعطیلات را به شما و تفریحات شما اختصاص دادیم که خوشبختانه همسفر بودن با آرادجون و مهرادجون و همچنین بابابزرگ و مامان بزرگ لذت سفر را صدچندان برابر کرد و حسابی به هممون خوش گذشت.

شناکردن و سوارشدن تله کابین نمک آبرود و همچنین قایق سواری بر روی دریاچه الیمالات یکی از خاطره انگیزترین تفریحات بچه ها بود و همچنین تجربه ماهیگیری که در این دریاچه برای ساینا مهیا شد یکی از بهترینهای سفر بود که هنوز هم از آن با خوشحالی یاد میکند و دوست داره بازم جایی بره که بتونه ماهیگیری کنه.

سبا هم که دیگه نمیشد از بین بچه ها بیاریش بیرون و دوست داشت با همونها بازی کنه ، کنار همونها بخوابه ، باهاشون راه بره ، ادای همونها را دربیاره خلاصه امیدوارم همینجوری ادامه نده چرا که شخصیت خودش شکل نمیگیره و دوست داره فقط کارهایی را بکنه و حرفهایی را بزنه که ساینا انجام میده . خلاصه دختر خیلی خوب بود و اصلاً اذیت نکرد و اذیت هم نشد.

پینوشت 1:

خدا رو شکر اتفاق جالب دیگه ایی که افتاد این بود سبا کمی به نشستن روی صندلی عقب ماشین عادت کرد و خوشش آمد بس که همه چیز براش مهیا کردیم و ساینا هم کلی رعایت میکرد و باهاش بازی میکرد و همچنین کمی هم کوتاه آمد ، چرا که همیشه احساس میکرد که کل فضای صندلیهای عقب مال خودشه ... اینبار ازخود گذشتگی کرد وبه سبا هم این اجازه را داد که عقب بشینه...

بعد از مسافرت موقع سوار شدن ماشین به سبا میگیم آقا پلیس به سبا میگه کجا بشینه : میگه :عبق

و میره و رو صندلی عقب میشینه

...
ادامه مطلب
نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۳/٢٠


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس