Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ خورشید من بدرخش

آخر هفته پر از استرسی را پشت سر گذاشتیم.هیچ وقت فکر نمی کردم مسابقات و امتحانات بچه ها من و همسرم را درگیر اضطراب و استرس کند،خودم از منقدان اینگونه والدین بودم و حالا تا زمان بیرون آمدن ساینا از درب سالن شطرنج نفسم حبس بود و حتی نمی فهمیدم با سبا چکار می کنم و گه گداری با نق نق زدنش که مرتب می خواست سوار تاب شود ، برخورد می کردم و از طرف دیگر همسرم هم گاهی با عجله پشت پنجره سالن می رفت و تعداد مهره های زده شده ساینا و حریفش را می شمرد و گاهی از پشت درب شیشه ایی نیم نگاهی به مهره های داخل صفحه می انداخت و در فکرش نقشه ایی برای حریف ساینا می چید.

بعد از اولین مسابقه ساینا و برد وی که شروع کننده  یک مسابقه خوب برای همه ما بود ، همسرم به اشتباه خودش درباره پدر مرحومش اعتراف کرد که همیشه ایشون برای درس خواندن ما چقدر استرس داشته و چقدر از ما سوال میکرد ، حالا خودمون هم در همون راه افتاده بودیم. نکات ریز و درشت قبل از هر مسابقه تکرار میشد و ساینا با اشتیاق می شنید و خودش آنها را تکرار میکرد.

یک گروه 5 نفره انتخاب شده از سرچشمه با والدین ومسئول باشگاه بودیم که این سه روز را پشت دربهای ساالن به انتظار گذراندیم و با همدیگر با برد بچه هایمان خوشحال شدیم وبا باخت آنها ناراحت...بازیها در رده های سنی متفاوت 8-10-12-14 سال دختران و پسران به تفکیک برگزار میشد و ساینا جز رده سنی زیر هشت سال دختران بود که تنها یک باخت داشت وشاید دلیلش همان عجله کردنش در مسابقه و سریع حرکت کردنش بود ، با اینحال کاممان را شیرین کرد که دراولین مسابقه استانی مقام دوم را کسب نمود.

با اینکه بردهای او خیلی لذت بخش و شادی آفرین برای همه گروه بود  ولی باخت او خیلی ناراحت کننده بود و از همه بیشتر بابایی و مسئول باشگاه از این باخت ناراحت شدند و بغض ساینا تا برد بعدی همچنان باهاش بود و با همه صحبتهای من و بابایی مبنی بر اینکه بازی برد وباخت داره و هیچ اشکالی نداره ، بی تاثیر بود. تا جایی که بعد از باخت همش می گفت بریم خونه و بابایی باهام تمرین کنه....خلاصه با گشت در یک مرکز خرید کمی روبراه شدی و بعد از نهار با بابا بازی کردی و بعداظهر با روحیه ایی نه چندان خوب بازی کردی که خدا رو شکر به قول خودت با یک نقشه طرح شده در ذهنت ، حریفت را مات کردی و حتی نزدیک بود پات شوی ولی به موقع جلوشو گرفتی....بازم خدا روشکر

هئیت شطرنج کرمان

و اما بقیه گروه :

همیشه تو مسابقات داخلی شهرک ،متین اول بود و ساینا دوم...ولی متاسفانه از برادر حریف ساینا که ماتش کرده بود ، متین هم باخت ، آن لحظه که ما نبودیم ولی مامانش و بقیه از گریه های متین می گفتند که اصلا قادر به کنترلش نبودند و متاسفانه با همه استعدادی که متین در شطرنج داشت و امید قهرمانی ازش می رفت ، نتوانست روحیه اش را بدست بیاره و بازی آخر را هم باخت و سوم شد.

ساینا با همه حسادتی که از قبل نسبت به متین داشت و هیچ وقت نمی گذاشت اول بشه ، اینبار از باخت متین خیلی ناراحت شد و مرتب می گفت حیف شد که متین قهرمان نشد ولی متین جان و ساینا جان ما هنوز شما را با همین مقامها قهرمان می دانیم و از اینکه این مسابقات سخت و پر از استرس را به خوبی پشت سر گذاشتید ، می ستاییم و امیدواریم همواره موفق باشید وبدرخشید.

نتیجه این مسابقات برای خانواده ما و ساینا:

-          ساینا هر چه بیشتر به شطرنج علاقه مند شد و با ذوق و شوق بیشتری کلاس میره.

-          به قول همسرم همین سه روز مسابقه ، کلی برای ساینا مفید بوده و چند پله ترقی داشته و دید شطرنج بهتری پیدا کرده است.

-          یاد گرفته که صبر خیلی خوبه و باید حتما قبل از هر حرکتی فکر کنه ، حتی اگر از انجام آن حرکت مطمئن هست و این جمله این سه روز اینقدر تکرار شد و شد که من هم تصمیم گرفتم در همه زندگیم آن را بکار گیرم نه فقط در صفحه شطرنج...امیدوارم برای ساینا هم همینگونه باشد.

-          مربیشو بیشتر دوست داره و همش سوالاتش راجع به او شده

-          با متین رابطه خوبی برقرار کرده و حالا دوست داره با او بازی کنه در حالیکه قبلا از او فرار میکرد و حاضر به بازی با او نبود.

-          فهمیده که کسانی در شهرهای اطرافمون و حتی دورترهستند که بازی خیلی بهتری نسبت به او دارند و زحمت می کشند و دیگر تنها خودش را با همین بچه های کم تجربه اطرافمون مقایسه نمی کنه

-          در کل من و همسرم خیلی خوشحالیم که ساینا به این مسابقات راه یافت و با مقامی که آورد ، اعتماد به نفس بیشتری را کسب کرد

-          از مربی دلسوز ایشان آقای ثمره ، و مسئول باشگاه آقای ایرانژاد بی نهایت متشکرم

دخترم امیدوارم همواره موفق باشی و خوش بدرخشی گلم

اینم سبا کوچولو که خواهرشو تشویق می کرد

متین و ساینا

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٦/۱٤
تگ ها: مسابقه


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس