Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
عیدتان مبارک - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ عیدتان مبارک

سال 91 را 3نفری من و بابا و سایناجون آغاز کردیم در حالیکه هم من و هم بابا امروز بایستی اداره باشیم بابایی خیلی دیر و نزدیک تحویل سال آمد و خیلی زود هم رفت فقط من ماندم وساینا

که ما هم سریع شال و کلاه کردیم و باهم رفتیم اداره وتا ظهر هم ماندیم وبعد برگشتیم خانه

بعداظهر هم ساینا تو خونه تنها خوابید و من هم چند ساعتی آمدم اداره و عصر هم تصمیم گرفتیم که واسه شب مهمان دعوت کنیم خلاصه از عصر تا آمدن مهمانها هم که حسابی سرم شلوغ بود

شب هم که حسابی با رامین جون بازی کرد و با هم آتیش سوزوندن

این بود خاطره روز اول عید نوروز 91

پینوشت 1:

گل دخترم امسال خیلی از عید  و عید دیدنی چیزی نفهمید آخه ما که همش سرکار بودیم و ساینا هم از پنجم فروردین مجبور شد بره مهدکودک و دلیلش هم مسافرت بابابزرگ بود که نتونستم ساینا را پیش اونها بذارم.

پینوشت 2:

عشق مامانی اینروزها خیلی بزرگ شده و عاقل تر از قبل رفتار میکنه

نمونه اش اینه که بیشتر تو خونه تنها می مونه (حدودا یک ساعت) ومن می تونم برم اداره ولی مرتب بهش سر می زنم

عشق مامانی این روزا علاقع عجیبی به دوربین عکاسی پیدا کرده و من هم خیلی کم با دوربینم عکس می گیرم آخه خودتون که می دونید دلار گران شده و...

اینم عکسایی که این روزا ساینا از در و دیوار و اسباب بازیهاش و عروسکاش گرفته (البته من عکسای در و دیوار را نگذاشتم) و همینطور از من و بابایی از خود راضی

پینوشت3: گذری بر خاطرات اسفند90

چون اسفند ماه خیلی گرفتار بودم لازم دیدم که گذری به اون روزها بزنیم

البته یه پست جداگانه مربوط به سفرمون تو روزهای آخر زمستان را بعدا می گذارم ولی یه خاطره خوب که واقعا ساینا جون از اون همیشه یاد می کنه و خیلی دوست داشت و داره تولد بابایی بود که خیلی بهش خوش گذشت.

پینوشت 4:

روزشمار تولد ساینا شروع شده.چرا که قراره امسال ساینا یه تولد خوشکل و به یادماندنی داشته باشه .امیدوارم که بتونم خوب از عهده اش بربیام وبه دخملم وبقیه مهمانان هم خوش بگذره

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۸
تگ ها: عید نوروز


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس