Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
شاگرد باذوق و باسواد مکتب خونه من و مهمونی زیبای ما - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ شاگرد باذوق و باسواد مکتب خونه من و مهمونی زیبای ما

بعد از تولد ساینا و خرید کادوی لپ تاپ (عمو فردوس) مدام تو این فکر بودم که ساینا بدون هیچ آموزشی و خیلی سریع اینقدر خوب کلمات رو یاد گرفته  چرا من در جهت آموزش دخترکم کاری نکنم؟

مدتی جستجو و کنکاش تو اینترنت گذشت از بن بن بن زیاد چیزی نمی دونستم فقط یکی دوبار خونه اطرافیان دیده بودم اونم زیاد دقت نکردم که روش آموزشیش چی بود؟برام جالب بود وجستجو درمورد بن بن بن را شروع کردم زیاد چیزی دستگیرم نشد .البته من بیشتردنبال تبادل نظرات مادران در سایتها و پستهایی که درباره آموزش بچه هاشون تو وبلاگهاشون می گذارن ، بودم و این برام خیلی مهمه

من خودم نی نی سایت را از خیلی وقت پیش می شناسم از قبل از بدنیا آمدن ساینا و همیشه تبادل نظرات مادران تو این سایت رو دوست داشتم و دارم.خیلی به کارم میاد همیشه هم سعی می کنم اول اینجا راجع به هر موضوعی که می خوام ، جستجو کنم .خلاصه تا اینکه یک روز قشنگ چشمم به تبلیغ تراشه های الماس که در پایان تبادل نظرات بود افتاد.سریع درموردش سرچ کردم

کلا یک تاپیک مجزا داشت که بابای نیلوفر اونو مدیریت میکرد بعد از کمی جستجو و تبادل نظر تصمیم گرفتم که پکیج تراشه های الماس را بخرم.البته با یک دو نفر از مامانا که خریده بودن از طریق وبلاگشون آشنا شدم و اونها هم خیلی تعریف کردن

همون هفته سفارش دادم و هفته بعدش به دستم رسید . 20 خرداد بود که اولین کلمه یعنی مامان رو به ساینا نشون دادم . وای نمی دونین چه ذوقی میکرد روز بعد که نشونش دادم و هنوز نپرسیده خودش گفت اینجا نوشته مامان.منو میگی از خوشحالی بغلش کردم و چند تا بوسه آبدار از لپای گرمش کردم تازه می فهمیدم که پدر و مادری که از شنیدن موفقیت فرزندشون گریه می کنن یعنی چه؟ تازه می فهمیدم که مادری می گفت که شبا با شب زنده داری فرزندش شبهای امتحان او نیز بیدار هست با اینکه روز پرکاری داشته و خستگی توانی برایش نگذاشته اما چای و میوه و قهوه برای فرزندش آماده می کنه یعنی چه ؟ ساینا فقط کلمه مامان رو یاد گرفته بود و در نظر من اینگونه بود که مدرک فلان از دانشگاه بهمان گرفته خدایا شکرت

می دونستم که کار بیهوده ایی انجام ندادم و ساینا به این روش آموزشی من فراتر از بازی نگاه می کنه هرچند تا به امروز من خودم با ساینا با کلمات بازی می کنیم و هیچ وقت اصراری به آموختن کلمات به ساینا ندارم

خلاصه روز بعد بابا رو یاد گرفت و ازفردای آن روز بود که تکرار میکرد پس ساینا کو؟قربونت برم من که می خواستی هر چه زودتر اسم قشنگ خودت را یاد بگیری و به پیشنهاد بابایی پشت کارت بابا کلمه قشنگ ساینا حک شد .حالا خودت همیشه بعد از دیدن کلمه بابا سریع کارت را برعکس می کنی و بعد هم کلمه ساینا رو میگی گلکم.

هفته بعد از اون مسافرت به مشهد پیش آمد و تاخیر یک هفته ایی در آموزش کلمات.وای نمی دونین بعد از حدود 10 روز که ساینا این بازی رو کنار گذاشته بود با برگشتنش و دیدن کارتهاش چقدر خوشحال بود آخر شب بود که رسیدیم و ساینا با وجود اینکه همیشه تو مسیر سرچشمه خواب بود و تا فردایش هم می خوابید آن شب بیدار شد و کلی از دیدن سی دی ها و کارت هاش ذوق کرد واولین کاری که خواست انجام بدهد دیدن سی دی تراشه های الماس بود .

الان که این پست را می نویسم حدود یک ماه از شروع کار ما با تراشه های الماس گذشته و مرحله یک خیلی عالی به پایان رسیده

کلماتی چون :مامان-بابا-من- دست-قاشق-بشقابغذا-ابرو-چشم-انگشت-صورت و... و دو فعل دارم و دارد را یاد گرفته و حتی جمله های خیلی ساده همچون بشقاب غذا و یا مامان ابرو دارد و یا من چشم دارم را راحت می خونه

وجالبه که تو کتابها و هر جایی که این کلمات رو ببینه نشون میده واینکار را اینقدر دوست داره که روزنامه رو فکر کنم از اول تا آخرش یه نگاهی میندازه تا یک کلمه مثل کلماتی که یاد گرفته و یا حتی مشابه آنها را پیدا می کنه و نشون میده  و همینطور مدتیه که ازم میخواد براش بنویسم قبلنا دفتر و مدادی میآورد و می گفت مامان برام ماهی بکش یا توپ و یا بادبادک بکش اما الان بهم میگه مامان برام بنویس ساینا یا بابا یا بشقاب و...خلاصه همه کلماتی که خونده برای خودش مرور می کنه

و

اینجوری شد که دختر من هم سواد دار شد

 

پینوشت 1: این هفته خونه ما به وجود گرم خاله راحله صفا و صمیمیت و گرمی خاصی داره و دوشنبه شب تصمیم گرفتیم به مناسبت بودن خاله پیشمون و با سواد شدن سایناجون یک مهمونی کوچیک 4 نفره -اوه ببخشید خیلی بیشتر چون به قول ساینا اینبار تمامی دوستاش مثل خرسی و خرگوش و آقا ماره و کیتی و میکی و مینی و.... و یه عالمه عروسکهای ریز و درشت هم دعوت بودن به نحوی که جا واسه نشستن نبود وباید تا آخر مهمونی سر پا می ایستادیم و فقط پذیرایی می کردیم

شکلک های عروسک

خلاصه اینم چند تا عکس از اون شب قشنگ که ساینا کلی کیف کرد و سر ذوق اومد.البته مدام در حال بدو بدو بین اتاق خودش و هال بود چون هر دفعه یادش می اومد فلان عروسک رو نیاورده

کیک مراسممون هم مامانی پخته وخاله تزیین کرده .حالا ببینین چی شده!

 

پینوشت 2: از تاریخ 20/04/91 مرحله 2 پکیج تراشه های الماس رو شروع کردم به امید خدا ببینم تو این مرحله چطوری پیش میره.ممنونم آقای زمانی و همه دست اندرکارانی که به فکر آموزش کودکان این مرز وبوم هستید و تلاش می کنید

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٤/٢۱


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس