Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
تجربه سرما در گرمترین روزای تابستان - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ تجربه سرما در گرمترین روزای تابستان

خیلی ناگهانی یه مسافرت چند روزه به یکی از مناطق بسیار زیبای شمال و البته سرد– پل ورسک - برایمون پیش اومد . یکروزه و شایدم یک شبه بارمون رو بستیم وصبح روز پنج شنبه همراه خانواده مهربون و صمیمی خاله رضوان راهی ورسک شدیم وآخرشب ، بعد از گذشت مسافت زیاد جاده چوپانان و معلمان وتحمل گرمای دشت کویررسیدیم و با استقبال گرم و بی نظیر خانواده عمو تقی در باغچه زیبایشان در ورسک مواجه شدیم.

باورکردنی نبود هوای گرم کویر کجا و هوای سرد و خنک ورسک کجا؟ با اینکه می دونستیم که مقصد کجاست اما چون هیچ پیش زمینه ایی نداشتم و با وجود راهنمایی خاله رضوان باز هم لباس گرم خیلی کم همراهمون برده بودیم

خدای من ! نسیم خنک و هوای مه آلود و باران مداوم که هر عصر شروع میشد و تا سحرگاهان ادامه داشت و از همه مهمتر ویلای ساکت و آرام و دنج عمو تقی با اون ویوی زیبایش که شاهد عبور قطار از روی پل معروف ورسک و سه خط طلای آن و همینطور مهمان نوازی گرم وخالصانه خانواده عمو لحظات بسیار به یاد ماندنی درذهن تک تک مهمانان ثبت کرد لحظاتی که شاید هیچ وقت دیگر برایم تکرار نشود.

هر روزمون با گردش و تفریح در جنگلهای اطراف ورسک و پیاده روی در آنجاها و اطراف ریل آهن وخوردن آش دوغ و ...می گذشت و چه شیرین هم گذشت.

(قبلا ساینا زرشک  تو پلو دوست نداشت ولی از اون روز که خودش زرشک دیده عاشقشون شده)

 دو روز و یک شب هم مهمان عمو و دیگر آشنایان آنها در قائمشهر بودیم  . البته چند ساعتی هم از ساحل دریا مستفیض شدیم که اون هم فقط به خاطر ساینا و عشقش به آب و آب بازی و صدالبته مایوپوشیدن و فقط در این مدت بود که به قول خودم یخمون باز شد(آخه خود من با سرما زیاد میانه ایی ندارم- هرچند آب و هوای ورسک تو این فصل گرما حسابی سرحالمون آورد)

پینوشت1:

تنها مشکل من تو این مسافرت بد غذایی ساینا بود چرا که همان شب اول فکر کنم به خاطر مسافت زیادی که تو ماشین نشسته بود و همینطور هله هوله زیاد خورده بود حالت تهوع داشت و تمام چیزایی که خورده بود رو هم (ببخشید) بالا آورد و چون من اون شب بهش می گفتم چیزی نخور تا حالت خوب بشه همین باعث شد که تا آخر مسافرت این ترس رو داشته باشه و بهم می گفت اگه اینو بخورم بالا میارم.خلاصه اینجوری شد که ساینای من کمی وزن کم کرد و خوشتیپ تر از گذشته شدنیشخند

پینوشت 2:

بدون شرح

ساحل دریا-بابلسر

 

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٥/٢


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس