Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
تدبیر من از خدا - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ تدبیر من از خدا

ساینا:  آندیا میگه نباید سبزیها رو بچینیم چون ناراحت میشن و میرن پیش خدا و خدا هم ما رو دعوا میکنه.تعجب

اولین باریه که ساینا داره میگه خدا نمی دونم چه تدبیری پیش خودش از خدا دارهسوال

بهش میگم عزیزم سبزی اشکالی نداره ، گلها رو نباید بچینیم آخه میدونم از این به بعد هر وقت بخواهیم بریم سبزی بچینیم(امسال اولین سالیه که تو حیاط خونمون سبزی کاشتیم تا ساینا هم بیشتر تو باغچه باشه و ببینه)امربه معروف و نهی از منکر میکنهفرشته

 

 مدتی که عاشق اینه که از هرخیابونی که عبورمیکنیم اسمش رو میپرسه. شهرما هم خوشبختانه بنام گلها مزین شده .مثلا تو خیابون خودمون میگم اینجا یاسمن 1 و2 و3 و4 و... هستش .از اونجایی که یاسمن جون رو می شناسه میگه خوب مامان پس خیابون ساینا کجاست؟ومن هم مستاصل از همه جا فقط تونستم پلاک خونمون را به نام ساینا3 معرفی کنم(با اجازه شهرداری محترم)چشمک

و خیابونی که مهد ساینا هستش به نام نرگس نامگذاری شده هروقت که میگم اینجا نرگس هست میگه همونی که من باهاش قهرکردم...قصه نرگس جون هم اینطوریه که نرگس خانوم یکی از دوستای قدیمیه مامانه که اینروزا مامان کشفش کرده و آتلیه داره و از آنجایی که ساینا بسیار تو آتلیه دختر عصبی میشه و ناراحته با این خانوم صبور بگو مگو داره و باهاش قهر میکنهعصبانی

 

این شبهای عزیز ما رو فراموش نکنید...التماس دعا

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/٥/۱۸
تگ ها: خاطرات


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس