Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
روز کودک مبارک - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ روز کودک مبارک

کودک من ، دلبندم

روزت مبارک

niniweblog.com

امروز قراره به مناسبت روز کودک طنز موزیکال عروسی حسن کچل در سالن سینمای شهرمون برگزار بشه.روز شنبه به ساینا هم قول دادم که ببرمش نمایش رو ببینه . از اون روز منتظره و هر شب باید براش  قصه عروسی حسن کچل را بگم تا بخوابه.من هم که یک قصه خیالی براش تعریف کردم ...نمی دونم امروز عصر بعد از دیدن نمایش چه عکس العملی داره؟

پینوشت 1:

در کل بهمون خوش گذشت ولی یادم باشه از این به بعد قبلش واسه ساینا الکی چیزی تعریف نکنم چون همش فکر می کرد الان همون اتفاقاتی می افته که من واسش تعریف کردم ...البته خیلی هم اشتباه نکرده بودم داستان همون داستان بود فقط من اونو به صورت واقعی جلوه داده بودم ولی ساینا نمایشش رو می دید و دوست داشت که واقعی باشه می گفت:مامان عروس کی میاد؟رفته آرایش ؟(همون آرایشگاه)پس چرا داماد لباس خوشکل نپوشیده ؟ و ....

داستان هم که همگی می دونید:خجالت

یه حسن کچل ، چاق و تپل و تنبل بود که هیچ کار نمی کرد تا اینکه یکروز عاشق چهل گیس میشه و همین عشق باعث میشه که حسن کچل بره دنبال کار و تنبلی رو بذاره کنار و در آخر باهم ازدواج می کنند .جالب بود ولی جالب تر اینکه

هفته قبل ما خودمون رفته بودیم عروسی دختر خالم و ساینا خیلی انجا کیف کرد رقصید و بازی کردو تمام ماجراها (شام خوردن و کیک بریدن و عسل خوردن عروس و داماد) را از نزدیک شاهد بود . هنوز هم گاهی که هیچ کدوممون به فکرش نیستیم ساینا ناخودآگاه میگه که چیکار کردند...تو نمایش هم یهویی بهم میگه:

مامان داماد خاله سمیه که تنبل نیست؟تعجب

پینوشت 2:قول عکس داده بودم ...بفرمایید

تازه دلش می خواست با عروس هم عکس بگیره که عروس خانوم (خجالتی) نیومد وبچه ها همینطور منتظر بودند

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/۱٧
تگ ها: روز کودک


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس