Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
اولین روز کاری سپید - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ اولین روز کاری سپید

در آخرین لحظاتی که قصد آمدن به سرچشمه را داشتیم به اصرار خانواده ماندیم و شام خوردیم . در همان لحظات گوشیم زنگ خورد تاچشمم به اسم پرستار افتاد حدس زدم که اولین روز مشکل دارد ...قیافه ام دیدنی بود ودر کمال ناباوری همین را گفت .

مانده بودم که چیکار کنم که مثل همیشه مامانم به دادم رسید و بی معطلی آماده شد و همگی باهم راهی شدیم . یه جورایی خوشحال هم بودم با وضعیت مریضی سبا ؛ بودن مامان بزرگ خیلی بهتر بود اما خدا رو شکر از همان شب حال سبا هم خوب شد و مشکل پیش نیامد.

موقع آمدن می دیدم که ماشینها پوشیده از برف از روبرویمان می آمدند اما باورم نمیشد .نزدیکی سرچشمه که رسیدیم وای خدای من خیلی زیبا بود .ببینید متوجه می شوید

 

پینوشت 1: تا امروز که هنوز از پرستار خبری نشده ... سبا هم رو به بهبودی است و سرفه هاش خیلی کم شده ، اسهال و استفراغش هم یک روز بیشتر نبود . در کل احساس کردم بچه مقاومی هست و همینطور صبور...با اینکه مریض بود
ولی می خندید و بازی می کرد و وقتی حالش بد شد فقط بیحال بود و مظلوم

پینوشت 2 :عاشق دست خوردن بچه ها تو سن خیلی پایین هستم (عکسها قبل از بیماری سباجون هستند)

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/۳


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس