Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
در انتظار بهار - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ در انتظار بهار

بهار را به خاطر تولدت ، به خاطر سبز شدن درختان و در اومدن گل و گیاهها ، به خاطر گرم شدن هوا و لباسهای خوشکل پوشیدن ، به خاطر سبزه کاشتن که این روزها حسابی سرگرممون کرده و از حالا تمرین برای رنگ کردن تخم مرغهای سفره هفت سین و لباس روز عید و خلاصه خیلی چیزای دیگه دوست داری ویه جورایی به قول خودت عاشقشی و از امسال به بعد تولد سبا جون هم بهار ما را رنگین تر می کنه و همگی روزشماری می کنیم برای رسیدن بهار و بهاری شدنمانماچ

از اول این هفته که دانه های گندم و عدس و نخود را داخل آب گذاشتیم تا امروز که به کمک ساینا و پرستارش همه را زیر خاک قایمشان کردیم تا آنها هم با آمدنشان و سبز شدنشان ، آمدن بهار را ندا دهند . هر روز کارمان این شده که چند دقیقه ایی کنارشان بایستیم و باهاشون حرف بزنیم و قصه سبز شدنشون را را بدون سانسور کلمه ایی مثل دفعه قبل تکرار کنیم و چه خوب حفظ شدیم این قصه سبز را...

هنوز نتونستم نظم و ترتیب را یادت بدهم هر چند این مدت خاله (پرستار) بهتر از من عمل کرد و یه چیزایی یاد گرفتی ولی من تو این زمینه بسیار تنبلم و چون خودمم خیلی بی نظم هستم به تو هم بی نظمی را منتقل کردم واسه همین خونه تکونی و تمیز کاری و صیقل دادن و رفت و روب تو زندگیت بی معنی هستش وعید را با خونه تکونی نمی شناسی ... کاش ما هم بتونیم نظم را وارد زندگیمون کنیم....سوال

البته به یمن وجود خاله امسال کمی در این زمینه پیشرفت کردی و با مفهوم خونه تکونی آشنا شدی...چشمک

البته سال جدید یه فکرایی تو سرم هست و قراره عملیشون کنم امیدوارم که بتونم از پس همشون بربیام به موقع میام و براتون می نویسم ... ولی دغدغه اصلیم گذاشتن سبا و ساینا تو مهد کودک هست نمی دونم چی میشه خدا کنه سبا راحت بتونه با مهد کنار بیاد آخه به خاله اش هم کلی انس پیدا کرده و ساینا هم که اوایل دوست داشت بره مهد کودک ، اینروزا مخالفت خودش را علناَ بیان می کنهمتفکر

پینوشت 1: شیطنت های وروجک ما هر روز بیشتر و بیشتر شده ...دیگه همه وسایل و دکوریهای در دسترس جمع شده و جاشون رو به یک عدد شیطون بلای ناقلا داده...سبای این روزای ما عاشق زیر میز  و جاهای تنگ رفتن و از همه جالب تر شب روی تخت خواب و تشک های نرم با ساینا غلت زدن و از سروکول هم بالا رفتنه و همینطور با همدیگه به تماشای چراغ خواب هدیه دایی بزرگه تو تاریکی نشستن (یه دلفین با یک عدد گل که رنگهای بسیار شادی دارند واسه سبا و ساینا)

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٢/۱۳


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس