Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
قدمهای محکم و استوار - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ قدمهای محکم و استوار

روزی که برای پرو لباس تولدت (یکماه قبل از تولدت) به خانه عمو مسعود رفتیم بعد از پوشیدن لباست اینقدر جو گیر شدی که 6 قدمی بدون کمکی راه رفتی از آن روز خیلی دوست داشتم که حداقل واسه تولدت بتوانی راه بروی ، ولی فقط چند قدم آنهم خیلی لرزان و افتان و خیزان

هنوز چهار یا پنج روز بیشتر از تولدت نگذشته بود که متوجه شدیم خیلی راحت و بدون کمکی بلند میشی و راه میری و دوباره می افتی باز ناامید نمیشی و دوباره بلند میشی و تکرار و تکرار

خلاصه اینقدر سریع و خوب راه افتادی (البته به نوعی هم خنده دار) که هنوز باورمان نشده و گاهی می خواهم کمکت کنم اما یادم می آید که ای دل غافل سبا خوشکل هم راه افتاد و ما هنوز راهی نرفته ایم .

پینوشت 1:

بودن میز کنار دستت و تکیه گاهت فقط به خاطر روز تولدته چرا که قبل و یک هفته بعد از تولدت به خاطر مسائل امنیتی تو از جلوی مبلها جمع شده

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٦:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱٢


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس