Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
کم کم ما هم باسواد می شویم... - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ کم کم ما هم باسواد می شویم...

یادگیری (البته فقط خواندن) نشانه ها را از ابتدای مهرماه شروع کردی و بسیار علاقه مند پیش می روی.

نشانه هایی که تاکنون آموخته ای "خ" ، "آ" ،"س" ،"ر" ،"ز" ،"م" بوده و حتی اینقدر آموختن را دوست داری که از معلمتان هم جلو زدی و یکی یکی حروف را از من می پرسی و به خاطر می سپاری و جاهای مختلف و روی تابلوها و کتابها و ... آنها را پیدا می کنی.

پیشرفت خوب دیگری که این هفته داشتی ، درخواست خودت برای ماندن تو خانه بعد از اتمام مدرسه به مدت 3 ساعت بود چرا که جابه جا شدنت از مهد و انتقالت به محیط جدید پانسیون و مربی جدیدت ، همه باعث شدند که زیاد رغبتی به رفتن به مهد(پانسیون) نداشته باشی و همینطور مهمان عزیزمون ،مادرجون، تو هفته پیش مزید برعلت شد و ساینا ، ماندن در خانه و سرگرم شدن با برنامه های تلویزیون و بازی با تبلت و کامپیوتر و از همه مهمتر خواب نیمروزی را به رفتن به مهد ترجیح داد و از حالا خانوم خونه شده و بسیار معقول رفتار می کنه و حتی خودش میگه پسرها نباید تنها تو خونه بمانند چونکه آنها شیطون هستند و ممکنه کارهای خطرناک انجام بدهندولی من بزرگ شدم و مهدکودک نباید برم.لبخند

تو مدرسه گاهی به بچه ها جایزه می دهند (البته به همت خانواده ها) و ساینا هم که عشق جایزه و کادو و باز کردن کادو و...قلب

یکروز (اواسط مهرماه) که هنوز عادت به ماندن تو خانه را نداشتی .ظهر بعد از برگشت از مدرسه،مهد نرفتی و ناچاراً باید توخونه تنها می ماندی و از طرفی من هم باید می رفتم اداره...احساسم می گفت که نگران هستی و شاید کمی هم می ترسیدی ولی اصلا بروز ندادی ... موقع برگشتنم از اداره برای اینکه یه پاداشی برات درنظر گرفته باشم بهت گفتم که چون رفتم اداره و کارم را به موقع انجام دادم ، رئیس مامان هم برات یه جایزه در نظر گرفته و می خواد به آدرس مدرسه برات پست کنه واینجوری شد که به مدت دو هفته همچنان منتظر پستچی تو مدرسه بودی و خدا روشکر بعد از تاسوعا و عاشورا این پستچی تنبل به مدرسه آمد و یه جایزه  باربی از نوع پرستار و تمامی لوازم پزشکی ویک کودک بیمار خوابیده در تخت خواب برات هدیه آورد وکلی باعث خوشحالیت شد و از اینکه معلمتون هم از طرف رئیس مامان ازت تشکر کرده و ماجرا را تو کلاس واسه همه بچه ها تعریف کرد کلی اعتماد به نفس پیدا کردی و همین هم شاید دلیل دیگری شد که تو خونه بمانی...خلاصه از آن روز به بعد هم دوست داری از رئیس مامان بابت باربی ها تشکر کنی .خنده

و اینگونه شد که ساینا اولین جایزه را از طرف مدرسه دریافت کردقلب


 

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/٢۱


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس