Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
دیماه - مسافرت بابایی و برف بازی - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ دیماه - مسافرت بابایی و برف بازی

دیماه با همه سرما و بادهایش با مسافرت بابایی شروع شد و  بعد از مدتها به مدت دو هفته  دوری از بابایی را تجربه کردیم.ساینا که همان روز دوم از غصه نبود بابایی تب کرد که با رفتن به خونه مامان بزرگ خوب شد و هفته بعد هم با ورود خاله ها و دخترخاله ها ی مهربونم خیلی کمتر به فکر رفت و زمان برایش زود گذشت.

سبا هم که اصلا جرات نداشتیم یکی از وسایل و یا لباسهای بابایی را دست بزنیم اینقدر بابا - بابا می گفت که دل هر کس را به درد می آورد.
خلاصه با آمدن بابایی و گرفتن کادوهای زیبا و رنگارنگ دوباره بچه ها شاد شدند و اینبار با نزول رحمت الهی و سپید پوش شدن شهرمان شادیمان چند برابر شد.

یکروز که بدلیل برف زیاد مامان هم خانه نشین شده بود و همراه شما بچگی میکرد ساینا اینقدر خوشحال بود که می گفت کاشکی همیشه زمستان بود و برف می بارید و مدرسه تعطیل بود و مامان هم کنارمان بود و واقعاً در آنزمان کمی به بازنشستگی خودم فکر کردم...خیلی هم بد نبودالبه واسه بچه ها...هرچند می دانم برای من نشستن تو خونه خیلی سخت خواهد بود.

با رفتن سایناجون تو برفها سبا هم طاقت نمی آورد و قصد رفتن میکرد اما متاسفانه خیلی زود خسته می شد و شایدم عصبی ... و مجبور بودم با بهانه های جورواجور بیارمش تو خونه و سرگرمش کنم.

آدم برفی که ساینا به تنهایی خودش درست کرد.

پینوشت 1: پالتوی صورتی کادوی عمو کسری مهربونه که تو این مسافرت چند روزه با بابایی دوست شدن و من فقط عکسش را دیدم و وصف خوبیهاش را از زبان بابایی شنیدم...عموی مهربون امیدوارم هر کجا هستی موفق باشی وشاد و تندرست ...انشاالله یکروز همدیگه را از نزدیک ببینیم و بتونم بابت کادوی زیباتون از شما تشکر کنم.

این سبد گل تقدیم به شما - عمو کسری مهربون

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/٢


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس