Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
روزای آخر سال - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ روزای آخر سال

دیشب یک شب برفی و سرد را پشت سر گذاشتیم .این سومین بار در طول سال 93 بود که برف می بارید .بچه ها طبق معمول تعطیل بودند خدا رو شکر در کشورهای مثل سوئد و آلاسکا زندگی نمی کنیم وگرنه بچه هامون بیسواد می موندند...البته یک شوخی بود چون رفتنشون به مراتب خطرناکتر از اینه که از علم اندوزی عقب بمانند

ساینا در مسابقه شطرنج(به مناسبت دهه فجر)اول شد و کلی جایزه خوشکل از طرف شرکت هدیه گرفت.

دیروز 19 اسفند به مناسبت تجلیل از دانش آموزان برتر سرچشمه از گروه موسیقی بچه ها دعوت شد که برنامه داشته باشند...این اولین اجرای ساینا و دوستاش در فضایی مثل  سینما و با حضور افراد کوچیک و بزرگ بود و بسیاربااهمیت برای استاد بزرگوار ایشان اقای ایشانی...بچه ها با اون لباسهای محلی بالای سن سینما می درخشیدند و کوچولوهای دوست داشتنی بسیار باوقار در جایگاه خود قرار گرفتند و 3 تا آهنگ ساعت – ترن و میهن ما ایران را به زیبایی هرچه تمامتر اجرا کردند...جای بابایی حسابی خالی بود و چقدر بعدش تاسف خورد...به ساینا و دوستاش هم حسابی خوش گذشت ...به طوریکه موقع برگشت ما به خونه ساینا لنگ لنگان مسیر سینما تا ماشین را طی کرد و من نگران پیچ خوردن پایش بودم ولی بعد از یه استراحت چند ساعته خوب شد و انگار از خستگی زیاد بوده...

خدا رو شکر حضور آندیا استرس ساینا را کم می کنه و من نگران فرداهای ساینا هستم بدون حضور آندیا...

کل گروه - در حال آماده شدن برای اجرا

امروز ساینا امتحان زبان داره دیشب تا دیر وقت بیدار بود و بدون اصرار من ، تمرین میکرد ... فقط قبلا بهش گفته بودم باید قبول بشی تا بتونی بری ترم بالاتر و همین هم باعث شده که خودش  مستقلاً زبان را کار کند...سایناجون قبلا یه مدت کلاس زبان می رفت ولی شروع مدارس ، تنبلی خودش و من ، کارساز شد و دیگر نرفت تا دو ماه پیش که کادوی بابایی که یک عروسک سخنگوی زیبا بنام کایلا بود که دوباره مشوق خوبی شد برای شروع مجدد ، آن هم به پیشنهاد خودش و بخوبی هم داره ادامه میده.

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱٢/٢٠


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس