Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
بازم تنهایی و تجربه های جدید - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ بازم تنهایی و تجربه های جدید

درود بر دختران مستقل و بی مانند من

از مدتها پیش که می دونستید قراره مامان و بابا یه مدت 10 روز از شما جدا بشن و به مسافرت برن ، لحظه شماری می کردین که با همدیگه میریم خونه بابابزرگ و مامان بزرگ و چه نقشه ها که نکشیده بودین.

از یکی دو روز قبلترش کل اسباب بازیها و لباسهای دلخواهتون رو آماده کردین و عصر چهارشنبه رفتیم خونه مامان بزرگ... همان شب هم با ناراحتی برگشتیم خونه خودمون چون می خواستیم شب آخر پیش هم باشیم ولی تو خیلی گریه کردی که ایکاش همانجا مانده بودید.فردای آنروز بارتون را بستید و به مدت 10 روز رفتید.

مامان بزرگ بهت قول داده بود که کارای زیر رو یاد بده و تو چقدر خوب یادشون گرفته بودی و دوست داشتی . کاش منم فرصت بیشتری برای با تو بودن و آموزشهای خانه داری به تو را داشتم:

1- یاد گرفتن پته که البته اینو از سال پیش یاد گرفتی ولی امسال حرفه ای تر عمل کردی و گلهای سخت هم می دوزی.

2- آشپزی کردن که ترکیب مواد رو یاد گرفتی فقط من و مامان بزرگ از روشن کردن گاز می ترسیم که انشالله به مرور حل میشه. در ضمن چای درست کردن با کتری برقی را کامل انجام میدی.

3- شعر و ترانه های قدیمی را خوندن...وای عاشق این کار شدی...یه عالمه ترانه های قدیمی را می خونی و لذت می بری و ما هم سرشار از احساسهای عشقولانه هستیم و البته تو این زمینه خواهر کوچولو سبای عزیزم پیشرفت های چشمگیری داشته.

4- کار با گروههای اجتماعی و چت کردنا با اقوام و خویشان و مخصوصا مامان و بابا که با موبایل مامان بزرگ انجام میدادی که اگه بخوام مثبت نگاه کنم کلی به زبان آموزی و یادگیری تو کمک کرد. ولی می دونم که تو در جهت منفی نخواهی رفت و این برای تو تجربه خوبی خواهد بود.

تو این مدت پارک رفتن و بازی هم کار روزمره شما بوده ، خوشحالم که به شما هم خوش گذشته و لذت بردین...بازم ممنونم دخترانم که اجازه میدین گهگداری من و بابایی به خودمون استراحت بدیم.

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۳:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٥/٢٠
تگ ها: این روزا


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس