Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
تابستان پر از خاطره ما - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ تابستان پر از خاطره ما

تابستون امسال اولین سالی بود که تو پیش سایناجون به تنهایی تو خونه می موندین و من وبابا هم اداره بودیم .خیلی خوب بود و خدا رو شکر مشکل خاصی نداشتین . حسابی با هم بازی می کردین ،صبحانه می خوردین ، کارهای شخصی خودتونو به تنهایی (دستشویی) انجام میدادین و خرابکاریاتون هم فقط از نوع بهم ریزی خونه و بریز وبپاش اسباب بازیاتون بود ومنم زیاد سخت نمی گرفتم. برای نهار هم خودم حدود یک ساعت پیشتون بودم و با هم نهار می خوردیم و شما رو دوباره تا عصر ساعت 4 و گاهی 5 تنها می ذاشتم و نکته مثبتی که برامون داشت وابستگی زیاد شما به هم بود و حس مسئو لیت پذیری شدیدی که در ساینا بوجود آمد که باید مراقب سبا باشه و من بابت این موضوع خیلی خوشحالم.

این روند تا جایی ادامه داشت که یه روز من و ساینا و شما تصمیم گرفتیم اتاقتون رو مرتب کنیم وبه دلیل شاغل بودن مامان اینکار حدود یک هفته طول کشید و در نهایت اتاقی تمیز و مرتب و با دکوراسیونی جدید (بابایی زحمتشو کشید و فقط جابجایی وسایل را داشتیم) تحویل گرفتین ...خیلی خوشحال بودین همین باعث شد تو جمع کردن وسایل اسباب بازیتون هم دقت کنین و ریخت وپاشاتونو مرتب کنید و چون تختاتون هم کنار هم قرار گرفت با پیشنهاد ما ، شما هم قبول کردید خودتون به تنهایی تو اتاق بخوابید چرا که وسایل خواب ما وسط اتاق شما خودش یه جور بهم ریختگی به حساب می اومد و شما دوست نداشتین. شب اول ، دوم ، سوم ...خلاصه تا آخر هفته بدون هیچ بهانه گیری خوابیدید و فقط من یا بابایی همون اول شب یه قصه براتون می گفتیم وگاهی هم که تا دیر وقت بیدار بودید و ما می خوابیدیم و آخر شب خودتون تو تختاتون به خواب می رفتید.

اصلا باورمون نمیشد که اینقدر راحت سبا کوچولوی من از من وبابایی دل بکند و تو تخت خودش به تنهایی بخوابه.مرحبا به دخترای مستقلمتشویقتشویق

در نهایت هم دوتا جایزه خوشکل هر کدومتون از من و بابا گرفتید ساینا یک آشپزخونه زیبا با وسایلش و سبا هم یکسری اسباب و وسایل آشپزخونه که با همدیگه  می تونید کلی بازیهای خوب انجام بدید.

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٧/۸
تگ ها: این روزا


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس