Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
یک تجربه جدید - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ یک تجربه جدید

مدتی بود که  ساینا  بین ماشینهای سواری و کامیونها فرق می گذاشت .همین باعث شد که هر کامیونی که می دید کلی ذوق کنه که ماشین بزرگ دیده و مرتب هم تکرار می کرد:ماشین بوزورگ

خلاصه سفر به شیراز و دیدن ماشین بزرگ توی جاده کلی واسش هیجان داشت.چند بار تو جاده از بابایی خواستم سوارش بکنه اما گفت چی به راننده بگم! وآخر اینکه تو این مسافرت ساینا ناکام ماند از سوار شدن به ماشین بوزورگ

چند روز پیش مامان بزرگ و دوستاش با هم قرار گذاشته بودن که دسته جمعی باهم برن بیرون شهروساینا هم قرار شد با خودشون ببرن چون من این روزا اصلا نمی تونم مرخصی بگیرم به خاطر سفر دو هفته دیگرمون(بعداً متوجه می شین) کلی هم خوشحال شدم که با هاشون بره.

صبح زود سه شنبه یعنی دیروز همگی با هم سوار اتوبوس راهی میشن.

از قول مامان بزرگ می نویسم:

نمی دونی چقدر خوشحال بود که سوار ماشین بزرگ شده و مرتب تکرار میکرد:ماشین بوزورگ ماشین بوزورگ

همه خانما که مسافر اتوبوس بودن کلی از خوشحالی ساینا می خندیدن و لذت می بردن

خلاصه ساینا دیروز هم اولین تجربه سوار شدن به اتوبوس  را داشت و هم رفتن به اولین اردو (البته با مامان بزرگ) و خیلی هم خوشحاله

وشب هم برای من و بابایی کلی با هیجان تعریف می کرد و چیکارا کرده و از درخت توت چیده و خورده و خلاصه حسابی بهش خوش گذشت.

ممنونم مامان بزرگ

کاش بتونم تا پایان عمرم کمی از زحمات و رنجهایی که برای من و فرزندم متحمل شدی را جبران کنم .

فقط میتونم بگم دوستت دارم مادرم

 

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢۸


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس