Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
سفرنامه چین(روز چهارم) - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ سفرنامه چین(روز چهارم)

روز چهارم سفرمون درحقیقت یکشنبه بود و روز تعطیل ، از طرفی هم فستیوال چینی ها که همراه سه روز تعطیلی در چین بود شروع می شد و میدان تیان آن من و شهر ممنوعه حسابی شلوغ بود ، لیدر گروه برای امروز هیچ کدام از گشت های معمول تور را برنامه ریزی نکرد در عوض می توانستیم جهت یک تور داخلی با هزینه خودمان صبح برای World Park و عصر هم بازار بایرون ثبت نام کنیم .ما هم که از ابتدای سفرمون قصد رفتن به این پارک جهانی را داشتیم و از طرفی با وجود ساینا و کالسکه و دیگر لوازم خواب خانم(چون ظهر داخل ماشین می خوابید و من مجبور به حمل پتوی ساینا بودم) ثبت نام کرده و صبح ساعت 9 به طرف این پارک راه افتادیم.

امروز ساینا حالش خوب بود (صبح کمی بیشتر خوابید) و صبحانه هم داخل اتوبوس خورد .

این پارک که در حقیقت پارک بازی نبود و مجموعه ای از ماکت های بزرگ آثار باستانی و معروف کلیه کشورهای دنیا یا به عبارتی لندمارک کشور های مختلف که ثبت یونسکو هم شده بودند را در اینجا ساخته بودند ..خلاصه این طور بگم با رفتن به این پارک شما این حس بهتون دست می دهد که دور دنیا را در عرض 5 -6 ساعت گشتید.واقعاً مکان زیبا و به یاد ماندنی بود

ساعت تقریبا 10:30 صبح نمایش فیلها و تمساح بود که جالب بود مخصوصا وقتی که فیلها به سمت تماشاگران می آمدند و از دست مردم وبچه ها با خرطومشون موز می گرفتند و می خوردند .عسل که چند تا موز به فیله تعارف کرد ولی من خودم بیشتر می ترسیدم تا  اینکه بخوام ساینا اینکارو بکنه. شو و نمایش حرکات موزون فیلها هم تماشایی بود.نمایش تمساحها هم اینگونه بودیک جوان ریز نقشی باهاشون بازی میکرد سرشو تو دهن تمساح میکرد وخلاصه کارای عجیب و غریب دیگه.البته بعد از اتمام نمایش هم می شد با 20 یوان با تمساحها عکس انداخت .ساینا رو هر چقدر تلاش کردم حاضر نشد روی تمساح بشینه و عکس بگیره..

 

81mab763bl1sm5j460f.jpg

 

6qnytr09blp71kql22.jpg

 

eru0ei4pj9evak92hec.jpg

 

xrcfs2bq2gwo2iguhow.jpg

 

بعد از آن شوی رقص ملل بود که برگزار شد.رقص در یک مکان روباز شبیه یک استادیوم کوچک که یک طرف ان صحنه قرار داشت برگزار شد و بینهایت جالب بود .از اکثر کشورها دختران و پسران جوان می آمدند و رقص محلی کشورشان را به نمایش می گذاشتند(البته رقصنده به جز در مورد کشورهای آفریقایی و آمریکای جنوبی همه چینی بودند) مثل کشورهای چین-ژاپن-هند –بومی های استرالیایی، برخی کشورهای آفریقایی و....

خلاصه تا ساعت تقریبا 12:30 مشغول دیدن نمایشها و شوهای کشورهای مختلف بودیم . بماند که به ساینا و عسل چقدر خوش گذشت به طوریکه وقتی یک گروه تمام می کردند و تا زمانیکه گروه بعدی روی صحنه نیامده بودند شاید 2 دقیقه هم طول نمی کشید ساینا صداش در می اومد که دی دی می خوام البته در همان حین هم من به ساینا غذا که همرام بود دادم خورد چون می دونستم 2 ساعت بعد اصلاً وقت نمیشه .خدا رو شکر چون حواسش هم به رقصها بود غذاشو خوب خورد و من تا آخر گشت اطراف پارک راحت بودم چونکه ساینا یک کمی بد غذا هست یعنی درهروعده کم غذا می خوره اما بین وعده های غذاییش فاصله کمه واین کارمو یک کمی سخت میکرد

 

o6dm3xddj4aoqpk6twx5.jpg

 

b32nrwyn2wcusndles50.jpg

 

niqfm3fhn07et0er27e4.jpg

 

zdresu15q7369z2t6vb9.jpg

برنامه ها که تموم شد تازه یادمون اومد واسه چی اومده بودیم وای خدای من ، وقت هم خیلی کم داشتیم حقیقتاً داخل این پارک بایستی تا ساعت 4-5 بعداظهر می ماندیم ولی تا ساعت 2 بیشتر وقت نداشتیم .تصمیم گرفتیم ما و خانواده عسل کوچولو هر کدوممون یک اسکوتر کرایه کنیم و کالسکه هامون هم بذاریم و با این ماشینای کوچیک برقی(شارژی)کل پارک را بگردیم.شروعمون خیلی خوب بود ولی مرتب وسوسه می شدیم که از ماشین کوچولوهامون بیام پایین و عکس یادگاری بگیریم آخه مگه میشد از کنار برج ایفل ،پیزا ، آبشار نیاگارا ، اهرام ثلاثه مصر و ......رد بشیم و عکس نگیریم همین هم باعث میشد زمان بگذره .خیلی زیبا بود (البته آنطور که لیدر میگفت تخت جمشید هم بود اما با سرعتی که ما دور دنیا را گشتیم به چشممون نخورد البته نقشه پارک هم داشتیم ولی باز پیداش نکردیم بس که هول بودیم واسترس داشتیم که باید زود برگردیم آخه هر چه بیشتر می رفتیم جالبتر و قشنگتر میشد از طرفی هم از درب ورودی دورتر میشدیم و به ساعت 2 نزدیکتر .حالا با چه سرعتی این مسیر رو برگشتیم بماند .فقط تو راه برگشت قدس رو هم دیدیم .

18mdzehbcgt8axifqywy.jpg

 

9j5i7ycjd3rz523brx2s.jpg

 

5kyneltrhg3b71zl8n5.jpg

 

vl5n0115p961zro866ku.jpg

 

7oxf4yi42tibd103hi.jpg

 

g4feccpwnedlz6g6h4.jpg

 

4atc4bbvoorgo8hu8uad.jpg

 

uece7cf645fxu1l5jyvc.jpg

 

jp4s9g8lwweiect3y4.jpg

 

 

bmdfyejhrjqy8hjqore.jpg

(فدای این دو تا خانم خوشکل برم که اینقده با هم خوبن و همدیگه رو دوست دارن)

بعد از پارک مستقیماً به سمت مک دونالد رفتیم و ناهار خوردیم و آماده برای رفتن به دومین مرکز خرید به نام بایرون شدیم .

ساینا هم بعد از نهار تو کالسکه خوابید و فکر کنم حدوداً ساعتای 5 یا 6 بود که از خواب بیدار شد ومن خیلی راحت تونستم این مرکز خرید رو ببینم

این مرکز خرید مثل یاشو نبود که فقط توریستها بروند . بلکه چینی ها خودشون از اونجا خرید می کردند . قیمتها هم خیلی بهتر بود دیگه از اون آشفته بازار یاشو خبری نبود برچسب قیمت ها روی اجناس بود و از طرفی چونه زدن مثل بازار یاشو در اینجا مفهومی نداشت و فقط می توانستی در حد 5 یا 10 و حداکثر 15 یوان تخفیف بگیری.اما اجناس خیلی بهتر بودند هم از نظر کیفیت و هم از نظر شیک بودن. تنها مشکلی که بود خیلی خیلی کم زبان انگلیسی بلد بودن و این یک کم کار رو مشکل میکرد و روند خرید را کُند.در راه برگشت همه مسافران معلوم بود که از این مرکز خرید خوششون اومده بود، چون از لیدر تور خواستند که تو یه فرصت دیگه هم به اینجا بیان.

عصر هم حدوداً ساعت 9 خسته و کوفته به هتل برگشتیم. وباید استراحت میکردیم چون فردا روز خسته کننده ایی در پیش داشتیم.

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢٥


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس