Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
سفر در روزهای پایانی تابستان - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ سفر در روزهای پایانی تابستان

باز پاییز است

اندکی از مهر پیداست

در این دوران بی مهری

باز هم پاییز زیباست

مهرت افزون

پاییزت مبارک                                     (خاله پریسا ممنون از اس ام اس قشنگت)

اصلاَ قرار نبود که این چند روز پایانی تابستون رو جایی بریم .ولی از اونجایی که خاله لیلا همیشه مهربون و دوست داشتنی هستش اینبار هم دوشنبه شب تماس گرفت تصمیم دارن برن اصفهان و از ما هم خواستن همراهیشون کنیم .خلاصه ما هم که مدتی بود مسافرت نرفته بودیم و از طرفی ساینا و یاسی جون خیلی باهم خوبن .ما هم راهی شدیم

جای همگی خالی با اینکه کوتاه بود ولی خوش گذشت

شکلک های عروسک

ظهر چهارشنبه راه افتادیم ونهار رو تالار یزد ماندیم(به دوستانی که مسیرشون یزد هست این رستوران رو پیشنهاد می کنم که از دست ندید)

عصر هم اصفهان بودیم بعد از گرفتن هتل پیاده رفتیم زاینده رود.وای چقدر ناراحت شدیم وقتی زاینده رود به جای آب فقط و فقط خاک بود و مردمی که آنجا قدم می زدند.شاید هیچ وقت به فکرشون هم نمی رسید که آب خشک شود و کف رودخونه رو ببینند ولی حالا دست در دست همدیگر ...

 

 

صبح پنج شنبه هم باز خیابان گردی و پاساژگردی اطراف میدون انقلاب و چهارباغ و سی وسه پل و عصر هم خیابون نظر

روز جمعه راهی کلیسای وانگ شدیم چرا که تابحال موفق به دیدن این مکان نشده بودیم .نقاشی های حیرت آور درون کلیسا از آفرینش آدم وحوا ،خوردن میوه ممنوعه،مرگ هابیل وقابیل،تصویر رحلت حضرت مریم ،آخرین شام ومعراج عیسی(ع)،تصاویر بهشت وجهنم،رستاخیز و...همه وهمه تحسین هر بیننده ای را در بر دارد ونمی توان از آنها چشم بر داشت.
کلیسای وانک در محله جلفا واقع است.محله ای آرام با سنگفرش های زیبا،چایخانه هایی که در روبروی کلیسا وجود دارند،مکانی زیبا برای قدم زدن ولذت بردن از کلیسایی باشکوه.
مهاجرت ارامنه از جلفای ارس به اصفهان بین سالهای 1604 تا 1605 میلادی زیر نظر مستقیم شاه عباس انجام گرفت.ارامنه پس از استقرار و ساخت بناهای خود نمازخانه ی کلیسای وانک را بنا کردند و 50 سال پس از سکونت ارامنه در جلفای اصفهان به اهتمام داوید وارتاپ،پیشوای روحانی ارامنه در محل نماز خانه موقت وانک معبد باشکوه ومجللی بنا شد.

 

بعد از کلیسا هم رفتیم باغ گلها.بی نظیر بود.اینجا هم واسه اولین بار می دیدم و پارسال هم که اصفهان رفتیم فرصت نشده بود

 

 

شب هم کمی پیاده روی کردیم اطراف سی سه پل و آخر شب هم برگشتیم هتل

شنبه هم بعد از بستن بار و بنه مون راهی شهرمون شدیم البته تو مسیر یه توقف 2 ساعته هم تو شهر میبد یزد داشتیم و چند تا از مغازه های سفال فروشی میبد و کارخونه هاشون دیدن کردیم . منم که عاشق ظروف سفالی و چینی هستم اینجا هم شرمنده مغازه های میبدی نشدیم وکلی ازشون خرید کردیم و بعدش هم دوباره رفتیم تالار یزد و نهار و بعد از استراحت برگشت به خانه

امیدوارم به همگی این چند روز تعطیل خوش گذشته باشه و پاییز رو به خوبی وخوشی شروع کرده باشن.

پینوشت 1:عکس آخر دخملی رو خیلی دوست دارم

پینوشت 2 : امسال یاسمن جون دختر خاله لیلا هم کلاس اولیه. وای چقدر هم تو این مسافرت ناراحت بود و مدام یادآوری میکرد .یاد روزهای اولی افتادم که ساینا رو برده بودم مهد.در تمامی لحظات حتی وقتی خیلی خوشحال بود وبازی میکرد ومنم فکر میکردم از فکر مهد اومده بیرون یه دفعه میگفت:مهدو خوب نیست؟

10_12_9.gif

خدای من جیگرم آتیش میگرفت.این بچه های بی زبون از حالا دارن طعم چیزهایی که اصلا دوست ندارن مزه میکنن و چقدر سخته

ولی خدا روشکر الان خیلی خوشحاله و دوستای خوبی هم داره.خدا کنه یاسمن(یاسی)جونم هم زودتر با مدرسه کنار بیاد و دوستای خوبی پیدا کنه تا راحتتر بره مدرسه و بهش خوش بگذره و لیلا جونم هم از نگرانی در بیاد.

پینوشت 3: این روزا ساینا علاقه عجیبی به کتی داره و هر چی استیکرهای مربوط به کتی هست  را نشون میده و منم واسش می خرم(وقت کردم یه عکس از در کمد دیواری اتاقش واستون می ذارم ببینید چی به روزش آورده)

Hello Kitty

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٤
تگ ها:


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس