Lilypie Premature Baby tickers Daisypath Happy Birthday tickers
حمام - خاطرات زمینی فرشته های آسمانی

+ حمام

هر وقت که مامانی خسته هست و دیگه حال و حوصله بازی کردن رو ندارم و بابایی هم یا نیست یا کار داشته باشه تنها فکری که به ذهنم میرسه فرستادن خانمی به حمام هست آخه اینقدر آب و آب بازی رو دوست داره که می تونه ساعتها تو وان بمونه و بازی کنه.

Orkut Scraps - Hello Kitty

چند شب پیش ساینا رفت حمام و من و بابایی هم مشغول کارهای خودمون بودیم البته چون ساینا فقط تو وان هست و بیرون نمیاد خیالم راحته چون در غیر اینصورت من از لیز خوردن بچه ها خیلی می ترسم. و همینطور هم در حمام نیمه باز بود و مرتب بهش سر می زدم.توی آشپزخونه بودم که بابایی می خواست لطف کنه و ساینا سردش نشه که در حمام رو بست .خدای من یه فاجعه تا من رسیدم ساینا رفته بود پشت درب و شاسی قفل رو فشار داده و درب قفل شده بود.من که ترسیده بودم چونکه هیچ کلیدی از درب های داخل ساختمون نداریم و ساینا هم که حال ما رو فهمیده بود شروع به گریه کردن کرد و نمی تونست کاری که ما بهش میگیم و انجام بده

خلاصه بابایی هم که دید فایده ایی نداره با یک حرکت ضربتی قفل درب رو شکست حالا ما ماندیم و یه درب حمام شکسته

همش تو این چند روز به خودم می گفتم که دیگه ساینا تنها نمی ره حمام .چه مزیتی بود و از دستش دادیم ولی دیشب با کمال ناباوری ساینا به مدت 15 دقیقه تنها تو حمام بازی کرد و من هم از دور که متوجه نشه مراقبش بودم .

خدای من شکر که ساینا اینقدر بزرگ شده که دیگه دوست داره خیلی از کارهاشو به تنهایی انجام بده.ممنونم خدای بزرگ

نويسنده : مامان ساینا و سبا ; ساعت ٧:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۸
تگ ها:


انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس