بهانه گیریهای من

سایناجون این روزا بهانه گیر شده و بی اشتها...دلیلش را می دونم حتما به خاطر توجه ما به سبا است ولی چه میشه کرد تمام تلاشم را می کنم که کمتر آسیب ببینه اما خیلی باهوشتر از این حرفاست و می دونه که گاهی وقتا نقش بازی می کنیم .

بعد از مدتی بی عروسی این هفته عروسی دعوت بودیم ...اولین بار ساینا به آرایشگاه رفت و موهایش را شینیون درست کرد و بعد هم نوبت آتلیه داشتیم .

الان که دارم می نویسم کنارم نشسته و مرتب میگه بنویس که رفتیم عروسی و ساینا اذیت کرد و چون اسم خودش را توی کلمات می شناسه هرجا ببینه میگه اینجا راجع به من چی نوشتی؟...اصلا نمی ذاره مطلبی بنویسم ...اذیت هاش هم اینجوریه که اخیرا هر کسی از دوستاش چیزی داشته باشه میگه مال فلانی خیلی قشنگتره اسباب بازی فلانی خیلی بهتره ... نمی دونم چیکار کنم ...گاهی بهش تذکر میدم و میگم که هر کسی یه سلیقه ایی داره ولی دوباره با دیدن یکی دیگه تکرار میکنه ولی وقتی هم می آییم خونه و براش توضیح میدم که فلان کارت اشتباه بود متوجه میشه و عذرخواهی میکنه ولی سریع یادش میره و دوباره تکرار میکنهناراحتکلافه

 

/ 8 نظر / 6 بازدید
مامان ساینا کوچولو

اشکال نداره مامان مهربون. تا همین حد هم که ساینا جون شرایط رو درک می کنه عالیه. همه بچه ها بطور مقطعی بهانه گیری یا رفتارهای عجیب غریب دارن. ایشاا.. که همیشه خوش باشید.

خاله راحله

سلام عزیزم ساینا روز عروسی معرکه شده بود شبیه هندی ها شده بود بعدش با پسر خاله هاش ( آراد و مهراد ) رفتن آتلیه کلی عکسای قشنگ گرفتن . میبوسمت ساینا جونم

خاله راحله

سلام عزیزم ساینا روز عروسی معرکه شده بود شبیه هندی ها شده بود بعدش با پسر خاله هاش ( آراد و مهراد ) رفتن آتلیه کلی عکسای قشنگ گرفتن . میبوسمت ساینا جونم

مادر(رادین و راستین)

سلام مادر مهربون ماشالله به هر دوشون ... خیلی نانازن...... در مورد ساینا جون نگران نباش ....... فقط خیلی بهش محبت کن ... محبت خالص ........ این روزها می گذره و وقتی سبا جون همبازیش بشه همه چیز رو فراموش می کنه........ امیدوار باش

مامان بهزادکوچولو

سایناجون خانم بودی خانم ترشدی [ماچ] چقدرزیباشدی عزیزم[قلب][ماچ]