تجربه ایی دوباره

بازهم دوباره تجربه مستقل بودن و همچنین از خود گذشتگی نشان دادن و از مهمتر مهمان بابابزرگ و مامان بزرگ بودن که ما خیلی دوست داریم.


قبل از رفتن به تولد دوست و همکلاسیم مهراناجون

همان روز تولد که خیلی هم ناراحت بودی که چرا تو لباس نمی پوشی و تولد نمیری

با اینکه فصل بهاره ولی از گرم شدن هوا خبری نیست و هنوز نگران سرما وسرماخوردگی تو هستیم

سبا جون دقیقاً یکسال پیش تو همین روزای اردیبهشتی

دوستتان دارم و به خدای بزرگ می سپارمتون

پینوشت : هفته دیگه تولد دوسالگی تو دختر خوبمه که امیدوارم تا اونموقع بیام و برات یه جشن بگیرم...دوستت دارم

فرهنگ لغات سبایی:

اتوبوس: اتوتوس

الاغه: اُگاله

به مرور کامل میشه(حداکثر تا سن دوسال و نیمگی)

اضافه نوشت در تاریخ 6/3/94

عقب بشینم : عبق بشینم

بپوشم : بتوشم

مامان بزرگ :ما جو

بابابزرگ : با جو

/ 1 نظر / 37 بازدید
مریم

اسم دخترکوچولوی منم سایناست