خداحافظی

9 ماه دیگر هم گذشت دورانی که پر بود از شادیها و خوشیها و گهگداری هم سختیها

با همه این اوصاف 9 ماهه دومین بارداری را بیشتر از بارداری اولم را دوست داشتم هر چند اولی هم یه تجربه جدید بود و همه چیز برام جالب بود ولی استرس و ترس باعث شد که نتوانم لذت کافی را ببرم اما اینبارهم شرایط روحی خودم خیلی بهتر بود و هم شرایط کاری و شغلیم و از همه مهمتر همنشینم دختر شیرینی بود که هر روز عصر با شیطنت هاش و خنده هاش کل خستگی روزانه ام را از بین می برد و هر روز با اندازه گیریهای دقیقش که الان نی نیمون اندازه یه نخود هست اندازه یه لیمو یه پرتقال یه توپ کوچولو یه هندوانه کوچیک و الان هم که دیگه یه هندوانه بزرگ شده و می تونه به دنیا بیاد

خدا را شاکرم که فرزندی سالم  - پر انرژی – باهوش و کنجکاو و بسیار با عاطفه و مهربان بهم داد و امیدوارم که همچنان نظر لطفش را ازمون دریغ نکند و فرزند دومم هم به سلامتی بدنیا بیاد و توان بزرگ کردنش را به من و بابایی مهربونش بده

دوستان خوبم چند روزی برای استراحت و آماده شدن برای عمل مرخصی گرفتم و احتمالا مدتی نتوانم به تک تک شما دوستان سر بزنم ولی امیدوارم که در همین روزهای نخست قبل از بدنیا آمدن نی نیمون اینترنت خونه مون را راه بندازم و بتونم از خجالت شما در بیام و قولی که بهتون داده بودم درخصوص گذاشتن عکسای تولد ساینا عملی کنم

همین طور از همه دوستانی که وبلاگ عزیزانشون تو پرشین بلاگ هست هم عذرخواهی مجدد می کنم چرا که امکان گذاشتن کامنت نداشتم

شبنم جون و ناهیدجون و آنیتای گلم از صمیم قلب از خدا می خواهم که امسال براتون سال بسیار خوبی باشه و شما هم به جمع مادرای مهربون بپیوندید

پیشاپیش روز زن و همینطور روز مادر را به همه مادران  مهربان و زنان عزیزمون تبریک میگم و برای همه آنها آرزوی بهترینها را دارم

قلبخدا قوت و دست مریزادقلب

/ 26 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبی

سلام وبلاگ قشنگی داری. میخواستم باهات تبادل لینک کنم. اگه تو هم مایل هستی لطفا منو با عنوان آپلود فایل لینک کن و یک ایمیل برام بزن تا من هم تورو لینک کنم. مرسی

مامان یلدا و سروش

امیدورام الان که این پست رو میخونی نی نی ت صحیحی و سالم بدنیا اومده باشه و حال خودت هم خیلی خوب باشه.. زودی بیا و ما رو خبر کن تا ببینم فرشته های خوشگلت رو

مامان یلدا و سروش

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند. زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ. زندگی رویایی است، مثل رویای ِیکی کودک ناز. زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز. زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست، زندگی مثل زمان در گذر است... امیدوارم که بهار دلت همیشه شاد باشه و هیچوقت رنگ خزان نگیره عزیزم[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

مامان سانای

ای بابا یه خبری از خودتون بدین باز هم باید از فریبا جون جویای احوالتون باشم

مادر(رادین و راستین)

کجایی؟ بیا دیگه؟ بگو چی شد؟ به سلامتی زایمان کردی؟ اسمش چی شد؟ منتظرم و برات دعا می کنم.

مامان ساینا کوچولو

ساینا جونم شاید الان آبجی کوچولوت بدنیا اومده باشه.به هر حال ایشا.. در کنار هم شاد باشید.[گل]و قدم کوچولوتون مبارک باشه.

آرشیدا

سهلااااااااام عزیزم خوبی خیلی خوش اومدی زود بیا عکسای جیگملتو بنداز عزیزای دلمو ماشاله بهشون