گهواره

گهواره داشتن تو هم داستانی داشت برامون ... روزای نخست تولدت خیلی ناآروم بودی و ما باز مزاحم گهواره فلزی مهرساجون شدیم و از عمه مریم امانتش گرفتیم  .

  از آنجایی که ما همیشه پاتوقمون خونه مامان بزرگ بود و من هم اصلا راضی به خرید وسایل جاگیر و کاربرد کوتاه مدت نیستم مخالفت کردم و نخریدم واینجابود که به فکر گاچو و به قولی ننو افتادیم و مامان بزرگ هم که استاد اینجور کارهااست.

با ننوی خونه مامان بزرگ خیلی راحتتر بودی  و حتی شبهایی که اذیت میکردی  وسایلمان را برمی داشتیم و می رفتیم خونه مامان بزرگ و بابابزرگ و چقدر همیشه با روی خوش به استقبالمون می اومدن...ممنونم

بعد از شش ماهگیت که قرار بود بیام سرکار و خوابیدن تو برامون یه پروژه بود ...اینبار دیگه آروم بودی ولی خوابوندنت روی زمین یه دغدغه بود آنهم اینجا که همه صحبت ار عقرب و عنکبوت و حشرات مختلف می کردند با اینکه چندباری قبل از آمدنمون سمپاشی هم کرده بودیم و تو این چند سال حتی یکبار هم تو خونمون چیزی ندیده بودم ولی از مامان بزرگ خواهش کردم که همراهیمون کنه و گهواره ایی هم اینجا برامون بنا کنه  و خلاصه اینجاکنار شوفاژ گرم ننویی بستیم و تو در آن به آرامش می رسیدی و راحت می خوابیدی.

چند باری هم خواستم بازش کنم ولی پرستار راضی نبود چون خوابوندن سبا در کنار ساینا کار دشواری به نظر می اومد ولی شبها کنار خودم وبدون استفاده از گهواره می خوابید.

دقیقا همان روز تولدت به خاطر حضور مهمانانمون گهواره تو را از تو پذیرایی باز کردیم و همگی باهاش خداحافظی کردیم و تو چقدر خانمانه با این فقدان برخورد کردی .

وحالا یکماه و نیم از یکساله شدنت و باز شدن گهواره ات می گذرد روزها توی مهدکودک باز تو گهواره می خوابی و شبها توی خونه راحت و بی دردسر کنار من و چقدر دوست داری پیش ساینا باشی ولی تکونهای شبانه تو وآبجیت این اجازه را بهمون نمیدهقلب

و اینبار دنبال یک تخت زیبا و برازنده ساینا هستم و باز شرمنده تو...چراکه تخت ساینا که حفاظ داره و حتی می توان به عنوان گهواره ازش استفاده کرد ، مال تو میشهخجالت

 

/ 7 نظر / 71 بازدید
آرش

سلاااااااااااااااااااااام. دمت گرم عجب وبي داري ايول. من اومدم به تو سر زدم.توم بيا ديگه يه سر بزن با مرام. منتظر نظرتما. دمت گرم

آرش

سلاااااااااااااااااااااام. دمت گرم عجب وبي داري ايول. من اومدم به تو سر زدم.توم بيا ديگه يه سر بزن با مرام. منتظر نظرتما. دمت گرم

آرش

سلاااااااااااااااااااااام. دمت گرم عجب وبي داري ايول. من اومدم به تو سر زدم.توم بيا ديگه يه سر بزن با مرام. منتظر نظرتما. دمت گرم

مامان ساينا و سامى

سلام آفرين خانوم شدى

ملودیای مامان وبابا

سلام عزیزم , الهی من بگردم این دخمل گلم رو , میبینی چه راحت دارن این بچه ها با ما همکاری میکنن [قلب][ماچ] دست مامان بزرگ هم درد نکنه [ماچ]

آزاده و ساینا

زیارتتون قبول.......[گل] عزیزم......خیلی نازتر شدن فرشته ها[ماچ] در مورد پیش دبستانی توی مدرسه......مطمئن باش اشتباه نکردی... منم همین کارو کردم.....و الان هیچ استرسی نه ساینا نه من بابت کلاس اول رفتنش نداریم....انگار که میخواد بره کلاس دوم...محیط مهد 100 درصد با مدرسه مغایره.....الان بعد از گذروندن این دوره.....خوشحالیم دو چندانه.....تا اینکه بخوام نگران باشم موفق باشی ساینا جونم[ماچ][قلب]